خبرنگار فراری

 برنامه مسابقات ليگ برتر از هفته دهم تا سيزدهم تغيير کرد.

 

به گزارش "ورزش سه" و به نقل از کمیته مسابقات سازمان لیگ برتر برنامه برگزاری دیدارهای لیگ برتر فوتبال از هفته های دهم تا سیزدهم تغییر کرده است.

 برنامه جدید برگزاری مسابقات به شرح زیر است:

  هفته دهم

پنج شنبه، 21/7/90، نفت تهران - مس سرچشمه، ساعت 16:15، ورزشگاه شهید دستگردی

پنج شنبه، 21/7/90، صبای قم - ذوب آهن، ساعت 17:00، ورزشگاه یادگار امام

جمعه، 22/7/90، داماش گیلان، فولاد خوزستان، ساعت 16:00، ورزشگاه شهید عضدی

جمعه، 22/7/90، سپاهان - تراکتور سازی، ساعت 16:00، ورزشگاه فولاد شهر

جمعه، 22/7/90، فجر سپاسی - سایپا، ساعت 16:00، ئرزشگاه حافظیه

جمعه، 22/7/90، استقلال - راه آهن، ساعت 18:15، ورزشگاه آزادی

شنبه، 23/7/90، شهرداری تبریز - ملوان، ساعت 16:00، ورزشگاه یادگار امام

شنبه، 23/7/90، مس کرمان - پرسپولیس، ساعت 16:50، ورزشگاه شهید باهنر

شنبه، 23/7/90، صنعت نفت آبادان - شاهین بوشهر، ساعت 17:45، ورزشگاه تختی آبادان

 

هفته یازدهم

پنج شنبه، 28/7/90، راه آهن - سپاهان، ساعت 15:30، ورزشگاه اکباتان

پنج شنبه، 28/7/90، فولاد خوزستان - مس کرمان، ساعت 17:00، ورزشگاه تختی اهواز

جمعه، 29/7/90، ملوان - داماش گیلان، ساعت 15:30، ورزشگاه تختی انزلی

جمعه، 29/7/90، تراکتور سازی - سایپا، ساعت 16:00، ورزشگاه یادگار امام

جمعه، 29/7/90، شاهین بوشهر - فجر سپاسی، ساعت 17:00، ورزشگاه شهید بهشتی

جمعه، 29/7/90، پرسپولیس - نفت تهران، ساعت 18:15، ورزشگاه آزادی

شنبه، 30/7/90، مس سرچشمه - صنعت نفت آبادان، ساعت 16:30، ورزشگاه شهید باهنر

شنبه، 30/7/90، صبای قم - شهرداری تبریز، ساعت 16:00، ورزشگاه یادگار امام

شنبه، 30/7/90، ذوب آهن - استقلال، ساعت 18:00، ورزشگاه فولاد شهر

 

 هفته دوازدهم

شنبه، 7/8/90، نفت تهران - شاهین بوشهر، ساعت 16:40، ورزشگاه شهید دستگردی

شنبه، 7/8/90، فجر سپاسی - تراکتور سازی، ساعت 16:40، ورزشگاه حافظیه

شنبه، 7/8/90، داماش گیلان - پرسپولیس، ساعت 15:30، ورزشگاه سردار جنگل

یک شنبه، 8/8/90، سایپا - فولاد خوزستان، ساعت 16:40، ورشگاه انقلاب

یک شنبه، 8/8/90، مس کرمان - راه آهن، ساعت 16:15، ورزشگاه شهید باهنر

یک شنبه، 8/8/90، شهرداری تبریز - ذوب آهن، ساعت 15:40، ورزشگاه یادگار امام

یک شنبه، 8/8/90، سپاهان - ملوان، ساعت 17:40، ورزشگاه فولاد شهر

یک شنبه، 8/8/90، صنعت نفت آبادان - صبای قم، ساعت 16:45، ورزشگاه تختی آبادان

یک شنبه، 8/8/90، استقلال - مس سرچشمه، ساعت 17:45، ورزشگاه آزادی

 

 هفته سیزدهم

جمعه، 27/8/90، پرسپولیس - سپاهان، ساعت 16:20، ورزشگاه آزادی

جمعه، 27/8/90، شاهین بوشهر - مس کرمان، ساعت 16:40، ورزشگاه شهید بهشتی

جمعه، 27/8/90، ملوان - فجر سپاسی، ساعت 15:15، ورزشگاه تختی انزلی

جمعه، 27/8/90، فولاد خوزستان - تراکتور سازی، ساعت 16:45، ورزشگاه تختی اهواز

شنبه، 28/8/90، مس سرچشمه - داماش گیلان، ساعت 16:10، ورزشگاه شهید باهنر

شنبه، 28/8/90، ذوب آهن - صنعت نفت آبادان، ساعت 16:30، ورزشگاه فولاد شهر

شنبه، 28/8/90، صبای قم - استقلال، ساعت 16:25، ورزشگاه یادگار امام

شنبه، 28/8/90، راه آهن - سایپا، ساعت 15:15، ورزشگاه اکباتان

شنبه، 28/8/90، شهرداری تبریز - نفت تهران، ساعت 16:40، ورزشگاه یادگار امام  

 

 

 

وزير ورزش و جوانان گفت: 30 درصد سهام باشگاه‌هاي استقلال و پرسپوليس به هواداران اين تيم واگذار خواهد شد. 

 

 

محمد عباسي گفت: مجموعه‌هاي ورزشي نهاوند از نظر فيزيکي پيشرفت‌هاي قابل توجهي داشته است.

وي اضافه کرد: تا دو سال آينده دولت دهم تمام پروژه‌هاي ورزشي خود را به اتمام خواهد رساند و دولت بعد بايد به دنبال پروژه‌هاي بیشتر و بهتر باشد.

عباسي با اشاره به اينکه سرانه ورزشي در کشور 70 سانتي متر است، تصريح کرد: تا پايان دولت دهم اين سرانه را بايد به يک متر مربع برسانيم.

وي ادامه داد: اعتبار بودجه امسال براي ورزش چيزي بالغ بر 200 ميليارد تومان بوده است.

عباسي هدف از سفر به همدان را پيگيري مصوبات ورزشي دوره‌هاي قبل خواند و خاطرنشان کرد: پروژه‌هاي ورزشي خوبي در همدان به اتمام رسيده و ساير پروژه‌ها نيز که در حال اجراست بايد تا پايان دولت دهم به اتمام برسد.

وي در پايان اذعان کرد: اعضاي هيات مديره باشگاه‌هاي استقلال و پرسپوليس با قدرت به کار خود ادامه خواهند داد.


* بازديد وزير ورزش و جوانان از مجموعه عليمراديان نهاوند

محمد عباسي وزير ورزش و جوانان از مجموعه ورزشي عليمراديان نهاوند بازديد کرد.

  وزير ورزش و جوانان در بدو ورود به شهرستان نهاوند از مجموعه ورزشي عليمراديان نهاوند بازديد کرد.

سالن ورزشي عليمراديان نهاوند سال 81 با مساحتي بالغ بر 5000 متر مربع آغاز به کار کرد و از دو سال قبل مديريت اين مجموعه به وزارت ورزش و جوانان کشور و اداره کل ورزش و جوانان استان واگذار شد.

در اين بازديد وزير ورزش و جوانان از خوابگاه ورزشي اين مجموعه نيز بازديد به عمل آورد.

 

* اداي احترام وزير ورزش و جوانان به مقام والاي شهداي شهرستان نهاوند

وزير ورزش و جوانان کشور با هيات همراه وارد نهاوند شد و پس از آن بر مزار شهداي اين شهر حضور يافت.

  "دکتر محمد عباسي" وزيرورزش و جوانان کشور که به همراه هيات دولت در همدان حضور دارد، در بدو ورود براي اداي احترام به مقام شامخ شهدا، بر مزار شهداي شهرستان نهاوند حضور يافت و با قرائت فاتحه و نثار گل به ساحت شهدا اداي احترام کرد.

 

 تاج: امکان حذف پرسپوليس واستقلال وجود دارد 

 

نايب رئيس فدراسيون فوتبال گفت: احتمال کاهش سهميه ايران در ليگ قهرمانان آسيا و حذف پرسپوليس و استقلال از اين رقابت‌ها وجود دارد.

 

 

 

 

 

 مشکلات مالی باشگاه‌ها که لیگ برتر ایران را با خطر تعطیلی روبه رو کرده از یک سو و احتمال کاهش سهمیه‌های ایران در لیگ قهرمانان آسیا از سوی دیگر از مهم‌ترین مباحث این روزهای فوتبال ایران است.
 
مهدی تاج نایب رئیس فدراسیون فوتبال در این زمینه گفت و گویی انجام داده که در زیر می‌خوانید:

*هواداران استقلال و پرسپولیس نگران حذف این دو تیم از لیگ قهرمانان آسیا هستند، مسئله‌ای که عزیز محمدی آن را مطرح کرده چقدر جدی است؟

نگرانی‌هایی که محمدی مطرح کرده، جدی است. تا 20 مهر مهلت داریم که مدارک باشگاه‌ها را برای تایید به AFC ارسال کنیم و در روزهای باقی‌مانده باید این کار را انجام بدهیم. بنابراین امکان حذف دو باشگاه پرسپولیس و استقلال از لیگ قهرمانان آسیا وجود دارد. البته فقط بحث حذف این دو تیم تنها مطرح نیست و بحث کاهش سهمیه ایران در لیگ قهرمانان آسیا هم در میان است. مسئولان در وزارت ورزش به دنبال حل مشکل پرسپولیس و استقلال و ثبت اسامی اعضای هیئت مدیره در ثبت شرکت‌ها هستند و امروز و فردا این مدارک تهیه می‌شود.

* بحث دیگری که رئیس سازمان لیگ مطرح کرده مشکل مالی باشگاه‌ها و کمبود نقدینگی در لیگ برتر است. در این مورد هم توضیح می‌دهید؟
بحث کمبود نقدینگی در فوتبال ما کاملا جدی است. در بهترین اگر بتوانیم در فدراسیون در تمامی لیگ‌ها از لیگ برتر فوتبال، فوتسال، لیگ آزادگان 35 تا 40 میلیارد تومان درآمدزایی کنیم و کل باشگاه‌ها نیز بتوانند از تبلیغات روی پیراهن و سایر منابع در حدود 20 تا 25 میلیارد تومان درآمد در سال داشته باشند؛ جمع درآمد باشگاه‌ها و فدراسیون در یک سال رقمی در حدود 70 میلیارد تومان می‌شود.
 این ارقام را می‌توانید چک کنید و مطمئن باشید بیش از این امکان درآمدزایی نیست. این در حالی است که 18 باشگاه‌ لیگ برتری ما هر کدام در یک فصل رقمی در حدود 10 میلیارد تومان هزینه‌ دارند و معنایش این است که فقط لیگ برتر ما 180 میلیارد تومان هزینه در یک فصل دارد. بنابراین همخوانی بین درآمدها، مصارف و هزینه‌ها وجود ندارد و تمام باشگاه‌ها زیان‌ده هستند و باید در این زمینه فکر جدی کنیم.

* یعنی باید لیگ برتر را تعطیل کنیم؟
نه، تعطیلی لیگ به مصلحت نیست. تفریح بسیاری از مردم دیدن مسابقات لیگ برتر است ضمن اینکه فوتبال ملی ما نیز به لیگ برتر وابسته و لیگ برتر موتور توسعه فوتبال در کشور است. از یک طرف هم نباید سیاه‌نمایی و خودزنی کنیم. کشور ما فوتبال خوبی دارد و در یک دوره هم به جام جهانی نرفته‌ایم مثل خیلی از کشورها بنابراین باید برای آینده تلاش کنیم و لیگ پویایی هم داشته باشیم.

* با این وضعیت مالی آیا خصوصی‌سازی باشگاه‌ها فوتبال را نابود نمی‌کند؟
خصوصی سازی در همه جا با شیب ملایم انجام می‌شود و اگر اینگونه نباشد سکته‌زاست و آفت می‌زند. اگر قوانین موجود را درست تفسیر کنیم امکان کمک به باشگاه‌ها وجود دارد و نباید نهاد‌هایی که کمک می‌کردند دست از کمک بردارند زیرا قوانین برای کمک موجود هست. فقط اختصاص یک درصد از بودجه طبق تبصره 46 نیست و باید از طروق دیگر این اقدام انجام شود آن هم در یک جو آرام و مناسب زیر این مسایل به دور از حاشیه‌ و پیغام رسانه‌ای قابل حل است. این مشکلات را باید با تعامل و تفاهم حل کنیم. توسعه فوتبال محصول همفکری اهالی فوتبال با مجلس و دولت است.

* هفته آینده دیدار با بحرین را پیش رو داریم. در این باره صحبت کنید.
با کی‌روش جلسه‌ای گذاشتیم. او بسیار امیدوار و با روحیه است و این مسئله خیلی خوب است. دژاگه نیز مشکلش حل می‌شود در بازی‌های بعد از بحرین می‌تواند به تیم ملی ایران کمک کند. کی‌روش این بازیکن را می‌‌خواهد. جلسه‌ای با مسئولان نظام وظیفه در مورد تمامی فوتبالیست‌ها سرباز و دانشجو داشتیم و جلسه خوبی هم بود.

* دیدار با بحرین را چطور می‌بینید؟
بحرین همیشه کثیف بازی می‌کند و قطعا کی‌روش به این مسئله هم فکر کرده است.

* آنها جوسازی زیادی کرده‌اند و بحث ناظر امنیتی هم مطرح شده است؟
این مسئله خیلی مشکل خاصی نیست. وزارت امور خارجه و تمامی مسئولان پیگیر هستند.

* وضعیت تیم امید و بازگشتش به رقابت‌های مقدماتی المپیک به کجا رسید؟
آنچه مسلم است اینکه عراق از بازیکن صغر سن استفاده کرده و قطعا عراق از این مسابقات کنار گذاشته می‌شود اما اینکه ما به جای عراق معرفی می‌شویم یا نه و اینکه ازبکستان حاضر می‌شود با یک تیم دیگر بازی کند یا نه هنوز مشخص نیست و به زودی این مسایل مشخص می‌شود.

* نظر شما در مورد بحث داوری چیست؟
باید اجازه بدهیم همه در مورد داوری حرف بزنند. در مورد فهرست داوران الیت مسایل مطرح شده بود که غیاثی به خوبی آنها را توضیح داد و به گمانم همه پذیرفتند. دپارتمان داوری باید از همه قابلیت‌ها و توانمندی‌های داوری استفاده کند.

* دپارتمان داوری واقعا روی داور خاصی نظر دارد؟
خیر ما به دنبال استفاده از تمام توان داوری کشور هستیم.

* چرا محسن قهرمانی در دربی قضاوت نکرد؟
قهرمانی یکی از بهترین داوران ما است و به دلیل اینکه قضاوت او در دربی رسانه‌ای شد و برخی سایت‌ها و روزنامه‌های قرمز و آبی نسبت به آن موضع گرفتند. دربی به قهرمانی داده نشد زیرا در آن صورت تماشاگران با پیش فرض برای دیدن دربی به ورزشگاه می‌آمدند و ممکن بود مشکلاتی برای داور ایجاد شود.

 

 

 

 

 

حاشیه‌نگاری خبرنگار فارس از دیدار رهبر انقلاب با جانبازان قطع نخاعی
هر بلائي كز تو آيد رحمتي است!

خبرگزاری فارس: رهبر در خلال صحبت‌هایشان برای جانبازها شعر قشنگی هم میخوانند که من کم حافظه‌ هم حتی یادم می ماند و یادداشتش می کنم

 

 

_ قرعه به نام من درمی‌آید و قرار می‌شود حاشیه‌های دیدار رهبر با جانباز‌ها را پوشش بدهم. و این برای من یعنی برآورده شدن آرزویی 29 ساله و دیدن آقا از نزدیک و شنیدن صدایش و بدون دردسر رفتن و نشستن آن جلو جلوهای حسینیه امام خمینی. خودم را تصور می‌کنم که دارم شانه به شانه آقا راه می‌روم. در واقع شاید هیچکس نفهمد برای امثال مایی که چندین سال فقط توانسته‌ایم روی وبلاگ‌هایمان قربان، صدقه آقا برویم؛ مهیا شدن شرایطی برای دیدن ایشان از نزدیک، آنهم در یک دیدار صمیمانه چه معنایی دارد...؟! و این حرف‌ها و فکر‌ها همینطور توی ذهنم چرخ می‌خورد تا اینکه می‌رسم جلوی درب ورودی بیت.

*آن صندلی ساده
خودم را می‌بینم که برای انتقام از آن همه چپ چپ نگاه کردن‌‌ها و تحکم‌هایی که نمی‌گذاشتند برویم جلو بنشینیم؛ با یک کارت آویزان شده به گردنم و در حالی که لبخندی ملیح روی صورتم نقش بسته به صورت اسلوموشن از جلوی محافظ‌ها عبور می‌کنم و آنها هم خشمگین مرا نگاه می‌کنند اما نمی‌توانند جلویم را بگیرند.
خدای من، حسینیه خلوت است و صندلی ساده آقا هم از دور دیده می‌شود. نزدیکتر که می‌شویم به یکی از بچه‌های روابط عمومی بیت به شوخی می‌گویم: "جای ما همینجاست دیگر...؟!" و کنار صندلی آقا را نشان می‌دهم. و او هم می‌خندد و می‌گوید خیر، جای شما آنجاست و سمت صندلی‌های به ردیف چیده شده در کنار دیوار را نشانم می‌دهد.
ساعت حوالی 8:45 صبح چهارشنبه است و تک و توک جانبازهایی که با ویلچر و تخت وارد حسینیه شده‌اند، دارند دور یک حلقه نسبتا بزرگ و به صورتی منظم جای می‌گیرند. بعضی‌هایشان از گردن قطع نخاع هستند و بعضی روی ویلچر نشسته‌اند. 

*بدون هیچ توقعی!
دو سه تا گروه از آدم‌های سالم! دارند با واکمن و دوربین فیلمبرداری با جانبازها‌ حرف می‌زنند. یکی از جانبازها که روی تخت خوابیده در پاسخ به سوال یکی از آن آقاهای سالم که از او می‌پرسد الان چه توقعی دارد، می‌گوید "هیچ"... و شرح می‌دهد که چطور توی جبهه، نخاعش از گردن قطع شده است.
یکی دیگر از جانبازها هم می‌گوید تا سال 79 دستهایم حس داشت اما حالا ترکش‌های توی بدنم حالت توموری پیدا کرده‌اند و بدنم دیگر حس ندارد.
من دیگر آن آدم سرخوش نیم ساعت پیش نیستم. نگاه کردن به هرکدام از جانباز‌ها و جذابیت‌های آدم‌هایی که سالهاست فقط روی تخت خوابیده‌اند آنقدر برایم با محتوا و جالب هست که دیگر نخواهم به انتقام گرفتن از محافظ‌ها و شیطنت کردن در حسینیه امام خمینی که حالا خلوت است فکر کنم.
دختربچه یکی از جانبازهای ویلچری، مدام دارد از سر و کول پدر بالا می‌رود و بازی می‌کند. عکاس‌ها هم اینطرف و آنطرف دارند عکس می‌گیرند و صدای چیک چیک دوربینهایشان گاهی نمی‌گذارد صدای آرام جانبازها را بشنوم.
سردار شیرازی و آقاعزیز هم مدتی بعد توی محوطه حسینیه به چشم می‌خورند. و لحظاتی بعد رئیس دفتر نظامی مقام معظم رهبری و فرمانده کل سپاه پاسداران می‌روند برای احوالپرسی با جانبازها.
دلاوری صرفاً جهت اطلاع! هم به چشمم می‌آید. بچه‌های بیت با هم پچ پچ می‌کنند که دلاوری دارد چکار می‌کند و یکیشان با خنده می‌گوید: می‌خواهد از جانبازها درباره اختلاس مصاحبه بگیرد. و همه می‌زنند زیر خنده.
کنار یکی از جانبازها نشسته‌ام که یک نفر می‌آید به سمت من و می‌گوید: "نمی‌خواستید ارتفاع همه تخت‌ها (منظورش تخت‌های حامل جانبازهای قطع نخاع از گردن است) را یکسان کنید. و من تیز، دوزاری‌ام می‌افتد که طرف مرا به دلیل شباهت لباسم، با محافظ‌های بیت اشتباه گرفته و خیلی شقّ و رقّ و با شیطنت جواب می‌دهم:"هماهنگ نشده". آخیش...! چه کیفی می‌دهد آدم توی بیت کاره‌ای باشد برای خودش.

*نامه بدون پاکت
نامه بدون پاکت یکی از جانبازها که آن را خطاب به رهبر نوشته‌اند، روی تختش توی چشم می‌زند. ابتدای نامه نوشته است: "اینجانب جانباز 70 درصد، تقاضا دارم..." و من نمی‌فهمم چرا این شهدای زنده باید نامه‌های خودشان را به جای بنیاد شهید بیاورند و به آقا بدهند؟
توی حسینیه ناگهان فضا عوض می‌شود. محافظ‌ها محترمانه همه را هدایت می‌کنند به سمت جایگاه‌های مشخص شده و سر و صداها می‌خوابد. و لحظاتی بعد رهبر از در سمت راست جایگاهی که همیشه می‌نشینند به همراه چندتن از مقامات وارد می‌شوند. زریبافان بنیاد شهید، سردار نقدی و چندتای دیگر. چه جالب! رهبر احتمالاً از همه پُر سن‌تر هستند اما از همه بلندتر و تنومندتر و جوان‌تر دیده می‌شوند.
و رهبر می‌روند سراغ جانبازها...
خدایا شکرت، حالا من با مردی که تمام دوران زندگی‌ام دوست داشتم از نزدیک ببینمش، در حال راه رفتنیم اما هیبت رهبر مرا با خود برده است و این جانبازها هستند که توجه آقا را بیش از همه به خودشان جلب کرده‌اند.


*آن دست مجروح
آقا به هرکدامشان که می‌رسند اول از روی کارتی که روی سینه تمامشان هست مشخصاتشان را می‌خوانند و بعد به اسم، باهاشان حال و احوال می‌کنند. رهبر دست مجروحش را می‌گذارد روزی شانه یا گردن جانبازها و آنها را می‌بوسد. و جانبازها هم بلااستثنا مثل یک دومینو با بوسیدن و بوییدن آقا می‌زنند زیر گریه.
رهبر بعد از ابراز احساسات هرکدام از جانبازها، اندکی کنارشان تأمل می‌کنند و حرفهایشان را می‌شنوند و حرف‌های جانباز که تمام می‌شود آقا می‌روند کنار تخت یا ویلچر نفر بعدی.
یکی از جانبازها چفیه رهبر را طلب می‌کند و آقا هم قبول می‌کنند اما با رندی خاصی چفیه جانباز را از روی دوشش بر‌می‌دارند و می‌‌اندازند روی شانه خودشان.
جانباز دیگری هم تعدادی عکس را از دوران جنگ آورده و دارد به آقا نشانشان می‌دهد و وقتی آقا از او می‌پرسند: "این عکس‌ها را برای ما آورده‌اید؟" جواب منفی می‌دهد. آقا دو قطعه از عکس‌ها را برمی‌دارند و می‌دهند به دست یکی از بچه‌های بیت و می‌گویند:"اینها را اسکن کنید بعد برگردانید به ایشان".
رهبر به یکی از جانبازها که می‌رسند، می‌گویند:"شما پسر آقای ... هستید؟" و بعد از خوش و بش می‌پرسند:"کجا هستید الآن؟"

*عرق تو را با دست خودم پاک می‌کنم
یکی از جانبازها وقتی آقا می‌خواهد رویش را ببوسد با دست عرق پیشانی آقا را پاک می‌کند. جانباز بعدی ورزشکار است گویا. به آقا می‌گوید سال گذشته بودجه نبود و نتوانستیم عازم مسابقات شویم. و بعد یک چیزی دیگری هم می‌گوید که آقا تأیید می‌کنند.
رئیس بنیاد شهید چنان چسبیده به عبای رهبر که هرکس نداند فکر می‌کند محافظ آقاست. یکی از جانبازان ویلچری که با رهبر حرف می‌زند، ایشان رو می‌کنند به زریبافان و می‌گویند:" بروید توی دل مجموعه. گاهی شما واقعاً می‌خواهید، اما آن پایین به هر دلیلی کار انجام نمی‌شود. گاهی یک ریگ علت است که وقتی آن را برمی‌دارید آب جاری می‌شود."
رهبر و همراهانشان حالا رسیده‌اند به ویلچر همان جانبازی که دختر کوچکش مدام از سر و کولش بالا می‌رفت. مثل اینکه اسم دخترک زینب است. رهبر کلی دخترک را نوازش و با او خوش و بش می‌کنند اما دخترک آنقدر کوچک است که متوجه نیست ناخدای کشتی انقلاب اسلامی و نایب امام عصر(عج) دارد ناز و نوازشش می‌کند. ته دلم به دخترک حسودی می‌کنم.
آقا به یکی از جانبازها وقتی دارند از او دور می‌شوند، می‌گویند:"سلام مرا به ایشان! برسانید." و جانباز هم چشم می‌گوید.

*برای عاقبت بخیری باید سعی کرد
نفر بعدی جمله‌ای عمیق می‌گوید اما از رهبر پاسخی عمیقتر می‌شنود. جانباز می‌گوید:"دعا کنید عاقبت به خیر شویم" و آقا هم جواب می‌دهند:"باید سعی کرد."
و میان این همه گریه‌های جانانه جانبازها و محبت‌های بی‌پیرایه رهبر هم یکی از جانبازها مطایبه‌ای می‌کند که ما میان هیاهوی این طرف ویلچرها اصلاً نمی‌شنویم چه گفت...؟! اما لابد آنقدر بهجت‌آور بوده است که رهبر می‌خندند طوریکه ما هم صدای خنده‌شان را می‌شنویم.
و همه شاد می‌شوند.

 



ادامه مطلب ...

صفحه قبل123...18صفحه بعد

درباره وبلاگ

دل نوشته: با سلام من یه خبر نگار فراری هستم در این وبلاگ خبر ها جدید را ببینید.
آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان



                    
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران