خبرنگار فراری
جمعه 08 مهر 1390 :: 00:33 ::  نويسنده : kazem64

ایران چین را شکست داد و برای نخستین بار قهرمان شد/سر تعظیم آسیا مقابل والیبال ایران 

والیبال - والیبال ایران برای نخستین بار قهرمان آسیا شد.

 

 

 غرور،غیرت و همت ایرانی با پشتوانه ی 20 هزار نفری در سالن 12 هزار نفری آزادی باعث شد تا این افتخار نصیب والیبالیست های تیم ملی ایران شود؛نخستین قهرمانی در آسیا.

این اتفاق در حالی افتاد که تا پیش از این قهرمانی در آسیا بین سه کشور کره جنوبی،ژاپن و چین تقسیم می شد و سهم ایران تنها یک نایب قهرمانی بوده است.

اما این بار همه چیز فرق می کرد و ملی پوشان در حالی قهرمان آسیا شدند که تیم های مدعی همه به زانو در آمدند و مقابل این غیور مردان ایرانی سر تعظیم فرود آوردند.

 در فینال مسابقات قهرمانی آسیا این بار چنی حریف ایران بود.یکی از قدرتمند ترین تیم های آسیا که اتفاقا ست اول را هم با نتیجه 25-22 به نفع خودش به پایان رساند.اما حمایت 20 هزار هوادار از ملی پوشان ایران به خوبی بیان گر این بود که آنها راه سختی برای شکست دادن ایران خواهند داشت.ست دوم اما با قدرت آعاز شد.ایرانی ها که انگار با صحبت های ولاسکو به خودشان آمده بودند در همان ابتدا سه امتیاز از حریف خود پیش افتادند و این اختلاف امتیاز را تا پایان این ست بیشتر هم کردند تا ست دوم را ایران با نتیجه 25 بر 18 از آن خود کند.

ولاسکو که با گذشت زمان بیش از پیش دست چینی‌ها را خوانده بود با تعویض‌های متفکرانه در ست سوم فقط از مهدی مهدوی در پست پاسور استفاده کرد و در حالی که امیر حسینی در این ست اصلاً بازی نکرد ایران باز هم با قدرت ست را از آن خود کرد. سفید پوشان ایران در این ست 25 بر 19 از سد چین گذشتند.

سرانجام در ست چهارم، ایران با حمایت بی‌نظیر هواداران و بازی زیبای ملی پوشان ضربه نهایی را به تیم ملی چین وارد کرد و با نتیجه 25 بر 16 علاوه بر به دست آوردن این ست و پیروز شدن در این بازی، عنوان قهرمانی این دوره از رقابتها را به دست آورد.

 

پنج‌شنبه 07 مهر 1390 :: 15:55 ::  نويسنده : kazem64

 

سایر مطالب - نکاتی از روایات اهل بیت درباره بانوی شهر قم

1- گران سنگی حضرت فاطمه معصومه (س)

به گفته محدث بزرگ حاج شیخ عباس قمی و نویسنده کتاب قاموس الرجال در میان فرزندان امام موسی بن جعفر علیه‌السلام بعد از امام رضا علیه‌السلام حضرت معصومه (س) برترین و گران‏سنگ‏ترین آنها به شمار می‏آید.

2- موقعیت معنوی
امام رضا علیه‌السلام که در زیارتنامه حضرت معصومه (س) در بزرگداشت و تجلیل آن حضرت او را دارای منزلت رفیع در نزد خداوند می‏خوانند و خواستار شفاعت خود، توسط آن حضرت در درگاه خداوندی می‏شوند.

3- فقاهت
روزی گروهی از شیعیان به قصد دیدار امام موسی بن جعفر علیه‌السلام و پرسش سؤالات خود به مدینه آمدند ولی امام در مدینه حضور نداشتند. از این رو، سؤالات خود را مکتوب به خانواده آن حضرت تحویل دادند تا در سفر بعدی، پاسخ آنها را از امام بگیرند. حضرت معصومه (س) خود پاسخ پرسش ها را نوشته به آنها داد. این گروه، در بین راه با امام موسی بن جعفر برخورد کردند و پاسخ ها را به امام ارائه نمودند. امام ضمن تأئید پاسخ‏ها ابراز خوشحالی کردند.

4- اهل حدیث(محدث)
در تاریخ اسلام به بانوان با فضیلت و صاحب حدیثی برمی‏خوریم که نام خود را در زمره محدثان ثبت کرده‏اند. حضرت معصومه (س) یکی از زنان بزرگ اهل بیت در این زمینه است.

5- زیارت حضرت معصومه (س)
از امام رضا علیه‌السلام نقل شده کسی که حضرت معصومه (س) را با آگاهی به حق وی زیارت کند، شایسته بهشت می‏شود. شاید یکی از حقوق و انتظارات آن حضرت به عنوان پیامدار دین و معنویت از زائران خود، تلاش آنها جهت تدارک یک سفر معنوی و کوشش برای قرب بیشتر به آن حضرت از طریق کوشش برای اصلاح خویشتن و تقویت کمالات معنوی در خود باشد.

6- زیارتنامه
حضرت معصومه در میان امامزادگان، از امامزادگان نادری است که برایش زیارتنامه مخصوص از جانب امام معصوم علیه‌السلام نقل شده است و به مقام شامخ آن حضرت اشاره شده است.

7- لقب

لقب معصومه از جانب حضرت امام رضا علیه‌السلام به دلیل مراتب تقوی و پرهیزگاری ـ تنها به فاطمه معصومه (س) در میان دختران حضرت امام موسی بن جعفر علیه‌السلام ـ اعطا گردید؛ خانمی که در اقتدا به پدر بزرگوارش، بسیاری از ساعات زندگی‏اش، به عبادت و راز و نیاز با خدا سپری شد.

8- تحول شهر قم پس از ورود
شهر قم در اواخر قرن اول، با ورود تعدادی از شیعیان کوفه بتدریج مذهب شیعه را پذیرفت و به عنوان یک شهر شیعی معروف گشت. ولی با ورد حضرت معصومه (س) به قم، فصل نوینی در اهمیت این شهر در گسترش اسلام و مذهب شیعه گشوده شده.
میزبان حضرت معصومه (س) در مدت 17 روز اقامت و زندگی آن حضرت در شهر قم، جناب موسی بن خزرج، پس از رحلت حضرت معصومه (س) ، محراب عبادت آن بزرگوار را به همان حالت باقی گذاشت و خانه مسکونی خویش را به احترام حضرتش به مسجد تبدیل کرد. پس از رحلت و خاکسپاری حضرت (س) موسی بن خزرج سایبانی از حصیر بر روی قبر ایشان نصب کرد که به مدت 100 سال این سایبان وجود داشت.

9- بارگاه فاطمه معصومه (س) و تجلیگاه فاطمه زهرا (س)

مرجع عظیم‏الشأن مرحوم آیت‏الله العظمی نجفی مرعشی رحمه‌الله فرمود: پدرم مرحوم آیت‏الله علامه سیدمحمود مرعشی که در نجف اشرف می‏زیست علاقه‏مند بود که به طریقی، محل قبر جده‏اش حضرت زهرا (س) را بیابد، برای این مقصود ختم مجربی انتخاب نمود و چهل شب به آن مداومت نمود. شب چهلم بعد از انجام ختم و توسل فراوان به بستر خواب رفت، در عالم خواب به محضر امام باقر علیه‌السلام رسید، امام به او فرمود: «علیک بکریمة اهل البیت» به دامن کریمه اهل بیت چنگ بزن، ایشان تصور کرد منظور امام علیه‌السلام حضرت زهرا (س) است، عرض کرد: آری قربانت گردم من نیز ختم را برای همین امر گرفتم. امام فرمود: منظور من قبر شریف حضرت معصومه در قم است سپس افزود: بخاطر مصالحی خداوند اراده نموده که قبر حضرت زهرا (س) مخفی باشد از این رو قبر حضرت معصومه (س) را تجلیگاه قبر حضرت زهرا (س) قرار داده است. در زیارت نامه حضرت معصومه که بوسیله امام رضا علیه‌السلام نقل شده عنوان شده است ای دختر رسول خدا، ای دختر فاطمه و خدیجه و... این تعابیر در مورد حضرت معصومه آنهم از زبان امامی معصوم فقط بیانگر شرافت خانوادگی نیست بلکه علاوه بر آن اشاره به مقامات عالی و ملکوتی و معنوی حضرت دارد.
10- مقام عصمت حضرت معصومه (س)

امام رضا علیه‌السلام فرمودند: کسی که حضرت معصومه را در قم زیارت کند مانند آنست که مرا زیارت کرده است. امام ثواب زیارت خویش را با زیارت حضرت معصومه در یک حد و اندازه می‏داند و نیز اینکه نام مبارک حضرت، فاطمه کبری بوده و امام او را ملقب به صفت معصومه کرده است و این مطالب نشانگر اوج عظمت روحی و معصومیت حضرت فاطمه کبری است.

منبع : تبیان

 

 

آیت الله لاریجانی: عناوین مجرمانه قوانین ما زیاد است

قضایی - مهر نوشت:

رئیس دستگاه قضا با بیان اینکه منتظر تصویب قانون پیشگیری از وقوع جرم هستیم گفت: پیشگیری از وقوع جرم باید از دبستان و دبیرستان آغاز شود.

آیت‌الله صادق آملی لاریجانی صبح پنجشنبه در جمع نخبگان استان زنجان با استماع انتقادات و پیشنهادات نخبگان در این جلسه در مورد اظهار نظر یکی از نخبگان مبنی بر این که بی‌اعتمادی موجب افزایش پرونده‌های قضائی شده است، گفت: به اعتقاد من در قوانین ما عناوین مجرمانه زیاد است و شاید به بیش از یک هزار عنوان مجرمانه در قانون برخورد کنیم که نیاز به این عنوان ندارند. البته این را هم باید بدانیم که ریشه مشکلات عدم پیشگیری از وقوع جرم است و همه قوا باید در پیشگیری از وقوع جرم همکاری کنند.

وی با بیان خاطره‌ای از سفر علی لاریجانی رئیس مجلس به ژاپن گفت: وی تعریف می‌کرد وقتی که به دیوان عالی ژاپن رفته بودند وضعیت زندانیان و نسبت پرونده‌ها به جمعیت بسیار کم بود. وی به چشم خود دیده بود که کودکان دبستانی ژاپن را به دیوان عالی می‌آوردند تا از نزدیک با برخورد با مجرمان آشنا شوند.

رئیس دستگاه قضا اظهار داشت: پیشگیری از وقوع جرم باید خیلی زودتر از دبستان و دبیرستان آغاز شود. البته یکی دیگر از دلایل افزایش پرونده‌ها این است که بسیاری از مسئولان ما قوانین را نمی‌دانند. البته امیدواریم با تصویب قانون پیشگیری از وقوع جرم در مجلس حرکتی انجام شود.

پنج‌شنبه 07 مهر 1390 :: 15:53 ::  نويسنده : kazem64

 

 

دادکان:به رویانیان گفتم در فوتبال هم آبرویتان را می‌بازید،هم آرزویتان را/ در این فوتبال، همه دروغ می‌گویند

مدیریت ورزش - نام محمد دادکان این روزها به عنوان جدی‌ترین گزینه ریاست فدراسیون فوتبال شنیده می‌شود.

علی جوادی: به گزارش خبرآنلاین؛ گفته می‌شود وزیر و معاون وزیر ورزش به دنبال این هستند که دادکان دوباره به ساختمان انتهای خیابان سئول برگردد. او که 5 سال قبل با بی‌مهری هر چه تما‌م‌تر از فدراسیون فوتبال رفته بود، این روزها آن بی‌علاقگی گذشته را ندارد و می‌خواهد دوباره به فوتبال کشورش خدمت کند.
*‌آقای دکتر این روزها شنیده می‌شود که قرار است شما دوباره به فدراسیون فوتبال برگردید؟
هنوز چیزی قطعی نیست. یک صحبت‌هایی شده. هنوز هم جواب قطعی نداده‌ام. چند نفر از دوستان آمده‌اند صحبت‌هایی را با واسطه و بی واسطه مطرح کرده‌اند. ولی هنوز به جمع‌بندی قطعی نرسیده‌ام. چون درگیر بیماری مادر هستم فعلا ذهنم مشغول است. این بنده خدا سنش بالاست و دچار شکستگی شده و حالش کمی وخیم بود و تا دیروز (سه‌شنبه) حالش چندان مساعد نبود. خدا را شکر حالش خوب است و می‌توانم روی برنامه‌هایم تمرکز کنم.
* خدا را شکر. حالا برنامه شما چیست؟
نمی‌دانم. آخر هیچ چیز مشخص نیست. یک بنده خدایی که دستش در دولت باز است آمد به من گفت بیا می‌خواهند که شما باشی و در فدراسیون فوتبال کار کنی. من گفتم من نمی‌توانم فدراسیون را سفارشی اداره کنم. چه تضمینی وجود داد که من، آقای کفاشیان نشوم؟ من می‌خواهم آن طور که مصالح فوتبال مملکت می‌گوید این ورزش را اداره کنم. این اصلا ممکن نیست. فوتبال شرایط خاص خودش را دارد. اگر سفارش پذیر بشوی دیگر نمی‌شود در این فدراسیون کار کنی.
*‌چه گفتند؟
فعلا هنوز داریم با هم حرف می‌زنیم.
* گویا آقای زمان آبادی هم واسطه شده‌اند؟
بله. یک صحبت‌هایی هم ایشان با من داشتند و با یکی دو نفر در میان مدیران وزارت ورزش. من به ایشان هم گفتم اجازه بدهید حال مادر بهتر شود بعد با هم حرف می‌زنیم.
* بالاخره چه می‌شود؟ می‌آیید؟
آخر می‌دانید حرف من چیست؟ من می‌گویم فوتبال آدم‌های خودش را می‌خواهد. افراد سیاسی که برای هیات‌مدیره دو تیم استقلال و پرسپولیس آورده‌اند، همگی آدم‌های شریف و خوبی هستند. در کارشان و در حوزه خودشان هم خیلی موفق هستند؛ اما اینجا فوتبال است. آدم خودش را می‌خواهد. چرا به فوتبالی‌ها اعتماد نمی‌کنند؟ اینها کار آدم را برای نفس کشیدن میان این همه آدم غیر فوتبالی سخت می‌کند. آقای رویانیان به من زنگ زدند و گفتند روز شنبه که روز شهادت امام جعفر صادق (ع) بود در هیات‌های بازار تهران برای شفای مادر شما دعا کردند و من برای آن زنگ زدم تا حال مادرتان را بپرسم. بعد صحبت به پرسپولیس کشید و ایشان گفت آمده که بماند و کار کند. من به ایشان گفتم شما اینجا هم آبرویتان را می‌بازید و هم آرزویتان را. اینجا فوتبال است و کاش نمی‌آمدید. ایشان هم گفتند چون تکلیف و ماموریت بود قبول کردند.
من حرفم این است که کاش یک روزی بیاید که به فوتبالی‌ها اعتماد شود تا غیر فوتبالی‌ها این طوری در بن بست نیفتند که چون حکم و تکلیف شد، آمدیم. فوتبال را آدم‌ها برای عشقشان باید بیایند و دنبال کنند نه به دلیل تکلیف و ماموریت.
* حالا فرض را بر این می‌گذاریم که شما قبول کردید که به فدراسیون فوتبال برگردید. چطوری فدراسیون را اداره می‌کنید؟
من همان دکتر محمد دادکانم. هیچ فرقی نکرده‌ام. مگر می‌شود شیوه اداره فدراسیون فرق کند؟ فدراسیون فوتبال باید استقلال داشته باشد تا فوتبال به یک جایی برسد. مگر در زمان من فوتبال بد دید؟ در 6 رده سنی نونهالان و در تمام رد‌های دیگر در نوجوانان و جوانان تیم‌های ما موفق بودند. پایگاه‌های استعدادیابی ما مثل ساعت داشت کار می‌کرد. تیم ملی برای اولین بار بدون اما و اگر و بدون دردسر و بدون آنکه جگر مردم را خون کند، به جام جهانی رسید. چه چیزی از آن فوتبال باقی مانده؟ آن فدراسیون فوتبال کجاست؟
* پس اگر برگردید تغییرات کلی ایجاد می‌کنید؟
به خدا نمی‌شود با خیلی از این آقایان کار کرد. عذر خیلی‌ها را باید خواست. مگر می‌شود این طوری فدراسیون فوتبال را اداره کرد؟ فوتبال ما به صورت کلی‌اش دچار مشکل و فساد زیرپوستی شده. الان محمدرضا رحیمی دوست 30 ساله من نیامده به مشکل خورده. می‌خواهند دارش بزنند. به من زنگ زد فلانی چکار باید بکنم؟ به او گفتم ببین قبل از تو چه اتفاقاتی در آن باشگاه افتاده. همه را ببین و حرف بزن. حرف نزنی بدبختت می‌کنند. آخر این چه فوتبالی است که همه عادت کرده‌اند در آن دروغ بگویند و قانون را دور بزنند و بعد خودشان را موجه جلوه بدهند؟ این مردم گناه دارند. چرا کسی به آنها فکر نمی‌کند؟ این پولهایی که گفته‌اند فقط در لیگ برتر سالی 400 میلیارد می‌شود، از جیب چه کسی است؟ از جیب مردم است دیگر. چرا به آنها حرف راست نمی‌زنند؟ درد من این چیزهاست. من می‌گویم فوتبال باید با صداقت و استقلال کامل اداره شود. آقایان بعد از رفتن من هزار بار فدراسیون فوتبال را زیر و رو کردند تا خلافی، جرمی، چیزی پیدا کنند که نتوانستند. می‌دانید چرا؟ چون من دزد نیستم. همیشه دنبال این بودم که از خودم چیزی برای این مملکت بگذارم و بروم. من فدراسیون آن زمان را با اعتبار خودم پیش بردم. بدون آنکه مثل این روزها از سازمان پول میلیاردی بگیرم، میلیاردها تومان خرج کردم. همه اینها را بازاریان محترم و معتبر و اسپانسرها می‌دادند. امکاناتی که ما برای این فوتبال گذاشتیم اصلا به چشم آمد؟ ساختمان فدراسیون فوتبال الان بالای 10 میلیارد تومان می‌ارزد. اصلی کسی آمد بگوید فلانی اینها از کجا آمد؟ ساختمان دو باشگاه استقلال و پرسپولیس روی هم الان 5-4 میلیارد تومان می‌ارزد. امکاناتی که برای این فوتبال آوردیم را یک بار شنیدید آقایان به زبان بیاورند؟ این 3 ساختمان که فقظ ساختمان فدراسیون فوتبال بالای 3 هزار متر است، آکادمی فوتبال، چند هزار متر زمین در آبسرد دماوند و خیلی امکانات دیگر. همه اینها بدون آنکه دستم را برود سازمان تربیت بدنی دراز کنم به دست آمد. اما آیا به چشم آمد؟

 

صنعت - دبیرکمیسیون انرژی مجلس با حضور در کافه خبر به سود چشمگیری از محل واردات خودرو اشاره کرد و تاکید کرد:این سود درحال حاضر به جیب افرادی خاص می رود.

به گفته موید حسینی صدر،در گذشته هر فردی با وارادت یک خودرو می توانست به سود چشمگیری برسد اما الان اینکار باید توسط یک شرکت انجام شود.بنابراین اگر در گذشته هر فرد با واردات یک خودرو می توانست سودی عاید خود کند الان یک شرکت تمام این سود را به جیب می زند. براساس اظهارات وی، قبلا هر کسی می توانست یک خودرو مثلا از آلمان و با تفاوت قیمت مثلا 5میلیون تومان وارد ایران کند اما الان این طور نیست و باید حتما از طریق یک شرکت این خودرو معامله شود. خب این سوال ایجاد می شود که این سود 50 میلیونی را اگر یک نفر بخورد ایراد دارد اما اگر مثلا یک شرکت 50 تا از این سودها را به دست بیاورد ایرادی ندارد؟اصلا این سوال برای من وجود دارد که کجای اعمال چنین قانونی با قانون اساسی ما سازگار است. تازه تنها این نیست چرا که در حال حاضر با اعمال چنین قانونی قیمت ماشین وارداتی به شدت افزایش یافته است. الان تنها افرادی خاص و البته با روابطی خاص می توانند خودرو وارد کنند و این خود باعث شده که سود واردات به شدت افزایش یابد و قیمت نیز به طبع آن بالا رفته است.
وی متذکرشد: قبلا اگر می توانستیم با اختلاف 5 میلیون تومان یک خودرو وارد کنیم امروز با اختلاف 20 میلیون تومان هم به سختی یک خودرو را می توان وارد کرد. می خواهم بگویم این سیستم نامتوازن توزیع ثروت و ناعادلانه توزیع کردن امکانات در کشور واقعا وجود دارد.
مشروح این گفت وگو را
اینجا بخوانید.

 چه شد که وزارت رفاه به دنبال مدیریت باشگاه استقلال رفت؟ / مدیریت وزارت رفاه بر باشگاه استقلال با هماهنگی رییس جمهوری

صنعت - روایت نخستین وزیر رفاه دولت نهم از داستان ورود این وزارتخانه برای مدیریت باشگاه استقلال.

پرویز کاظمی، نخستین وزیر رفاه دولت نهم در گفت و گوی خود با خبرآنلاین که متن کامل آن را در اینجا می توانید بخوانید پیرامون ماجرای مدیریت وزارت رفاه آن زمان بر باشگاه استقلال گفت: « نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که ما اصلا بحث آسیب شناسی اجتماعی را فراموش کردیم. یعنی ما همیشه دنبال معلول ها هستیم در صورتیکه باید علت ها را هم پیدا کنیم که چرا مشکلاتی داریم. بر همین اساس من دیدم که اگر که بخشی به نام « ورزش » در مجموعه مان داشته باشیم می تواند مشکلات را حل کند. البته نه به طور جامع اما به هر حال بخشی از مشکلات را می توان حل کرد.»

او در پاسخ به این سوال که چرا انتخاب شما در بخشس ورزش باشگاه استقلال بود گفت: «من واقعیت دوست داشتم به فوتبال خدمت کنم. »

 

کاظمی افزود: «بحث پرسپولیس و استقلال بود که یکی از این دو باشگاه انتخاب شود که دست تقدیر ما را به سمت باشگاه استقلال برد تا ما از این باشگاه حمایت کنیم. نکته ای هم که وجود داشت این موضوع کاملا با هماهنگی خود آقای رییس جمهور صورت گرفت. یعنی بعد از اینکه با آقای علی آبادی صحبت کردیم تا این هماهنگی را صورت دهیم خود آقای رییس جمهور هم تایید کرد. ما فقط بحث فوتبال را نداشتیم بلکه بحث ورزش بود. طرح هایی برای تنیس روی میز در سنندج، هاکی در اراک و وزنه برداری در سیستان و بلوچستان داشتم. ما اگر بتوانیم مشغله ذهنی مناسب را برای جوانان فراهم کنیم خیلی می تواند موثر باشد. من هیچ وقت این خاطره یادم نمی رود که زمانیکه تیم فوتبال استقلال پشتیبانی هایی از ما به همراه داشت پس از 3 تا 4 سال که مقامی به دست نیاورده بود اول شد. یعنی استقلال بعد از چند سال عدم توفیق به مقام قهرمانی رسید و یک جمعیت 120 هزار نفری به استادیوم آمده بود، حدود 30 تا 40 هزار نفر هم پشت درب استادیوم آزادی بودند. اگر ما بتوانیم به هیجان ها جهت بدهیم و مسیر درستی برای آن تعریف کنیم بسیار زیاد می تواند موثر باشد. بنا براین ما از زوایای مختلف این موضوع را مورد بحث قرار دادیم. »

 

پنج‌شنبه 07 مهر 1390 :: 15:42 ::  نويسنده : kazem64

 

سایر مطالب - در این کتاب دولت ژاک شیراک به عنوان مسموم‌ترین دولت در زمینه استفاده از زنان در عرصه سیاست نامبرده می‌شود که نه تنها هیچ کاری برای تغییر این شیوه نکرد بلکه به شدت به آن دامن زد و همین روش همچنان با قوت در دولت‌های بعدی هم دنبال شده است.

چه زمانی زنان را به کاخ الیزه راه می‌دهند؟ این سئوالی است که «مریت سینو» با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری فرانسه، آن را در کتاب «زن و قدرت زیر نظر دولت جمهوری خواه پنجم » مطرح و مورد بررسی قرار می دهد. این که ممنوعیت ورود زنان به صحنه های مطرح سیاسی کشور از چه زمانی شکل گرفت و حالا آیا دولت جمهوری خواه فرانسه آماده پذیرفتن زنان به کاخ الیزه است؟ به ظاهر پاسخ این سئوال آری است اما در باطن سیاست فرانسه به گونه دیگری تعریف شده است که تاریخش به سالها قبل باز می‌گردد.

 

به گزارش خبرآنلاین، کتاب «دولت پنجم یا جمهوری خواهی تک جنسی» را مریت سینو، مدیر مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه با این داوری که بعد از تصویب حقوق رای دادن فرانسوی ها در سال 1944 امیدهای بسیاری به پایان رسید، نوشته است که همین موضوع در کتاب اخیر وی بار دیگر دنبال شده است و حضور زنان در صحنه سیاست فرانسه یا به واقع عدم حضور پررنگ آنها را موشکافی می کند. مریت سینو در کتاب «زن و قدرت زیر نظر دولت جمهوری خواه پنجم» مطرح می کند که چرخ های سیاسی فرانسه از زمان ژنرال گل به سمت پاک کردن حضور زن در این عرصه تغییر مسیر داد همچنان که می نویسد: «بیش از هر رهبر فرانسوی دیگری او تصویر زشتی از سیاست را طراحی کرد... او زنان را مامور بی ثباتی بدنه سیاسی جامعه یا منبع گرفتاری و دردسر معرفی کرده است...»

 

براساس این سیاست، زنان در این عرصه استثناء هستند و در حالی که جامعه دستخوش تغییرات اساسی است جامعه سیاسی فرانسه همچنان مردانه باقی مانده است. از سال 1958 تا 1973 درصد انتخاب زنان در مجمع ملی فرانسه روی رقم 2 دردصد ثابت باقی مانده است.

 

بعد از این دوران در سال 1974 برای اولین بار آرلت لاگی، نامزد حزب کارگران، به عنوان نخستین زن سیاسی، کاندیدای ریاست جمهوری شد و در اولین برنامه تبلیغاتی تلویزیونی گفت: «آری! من نخستین زنی هستم که جرات کرد خود را به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری در دولت جمهوری خواه مرد طلب فرانسه معرفی کند.» گرچه وی به عنوان زن متقاضی حضور در سیاست با شکست روبرو شد اما این شکست او را از پای نینداخت و هر بار در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه شرکت کرد و بازهم پس زده شد.

به ترتیب، عدم حضور زنان در صحنه سیاسی فرانسه کاملا مشهود است به طوری که در مجامع ملی، آمار حضور و فعالیت سیاسی رنان، پنج درصد یا حتی کمتر اعلام شده است.

 

مریت سینو در کتاب خود خاطر نشان می کند که: مسئله برابری سیاسی میان جنس زن و مرد به خصوص در جوامعی که مدعی بومی‌گرایی و دموکراسی هستند اهمیت بیشتری پیدا می کند. اما عکس این سیاست دقیقا در دولت های جمهوری خواه فرانسه دیده می شود و هیچ یک از سیاستمداران فرانسوی در تغییر آن هیچ تلاشی از خود نشان ندادند و این دقیقا همان سیاستی است که سیاستمداران فرانسوی به شکل موروثی یکی بعد از دیگری با پیاده کردن آن مانع از اشغال صندلی سیاسی از سوی زنان می شوند.

 

در این کتاب دولت ژاک شیراک به عنوان مسموم ترین دولت در این زمینه نامبرده می شود که نه تنها هیچ کاری برای تغییر این شیوه نکرد بلکه به شدت به آن دامن زد و همین روش همچنان با قوت در دولت های دیگر فرانسه دنبال می شود، شاید انتخابات دور جدید فرانسه فرصتی برای خط کشیدن روی باورهای کهنه و تعصبی این کشور باشد.

 

لوموند/ 26 سپتامبر/ ترجمه غزاله صابری

 

پنج‌شنبه 07 مهر 1390 :: 15:37 ::  نويسنده : kazem64

 

والیبال - بازیکنان تیم ملی خوشحالند از اینکه با اقتدار تیم پارک کی وون را شکست دادند.

به گزارش خبرآنلاین؛ بازی دیشب تیم ملی کره و ایران در ورزشگاه 12 هزار نفری آزادی حاشیه های زیادی داشت. تقابل سرمربی کره ای اسبق تیم ملی با ملی پوشان ایرانی که از قدیم با او قصه های زیادی داشتند ، سبب شده بود تا اتفاقات عجیبی رقم بخورد. پارک در ست اول ، مدام سعی می کرد روی اعصاب بازیکنان ایران رژه برود. او با کارهایش توانسته بود حسابی اعصاب امیر حسینی ، پاسور تیم ملی ایران را به هم بریزد. او که خیلی خوب اخلاق بازیکن سابق تیم ملی را می دانست ، با رفتارش سعی می کرد بازیکن ما را تحریک کند. به طوری که ولاسکو چاره ای غیر از این ندید که امیر حسینی را بیرون بکشد و مهدوی را جانشینش کند.

البته پارک با همه کاری که کرد فقط با یک اشتباه داور ، همه چیزش را باخت و تیم ملی ایران با بردن ست دوم ، متحول شد. پارک خشمگین در کنفرانس مطبوعاتی بعد از بازی می گفت:« همه چیز خوب بود ، تماشاگران عالی بودند ، تیم کره والیبال بازی کرد اما آیا شما اینجا والیبال دیدید؟» او سعی داشت همه چیز را گردن داوری بیاندازد. او می گفت بازی مثل منچ یا پینتبال بوده و آخرش هم گفت:« به بچه هایم گفتم اینجا نمی گذارند ما برنده باشیم پس سعی کنید از بازی لذت ببرید.»

ولاسکو بعد از او درباره این اتفاقات حرف زد. او گفت:« یکبار مجبور شدم به پارک هشدار جدی بدهم که سر جایش بایستد. بعد هم اینکه مدام با لیبروی کره ای ها دعوا داشتم چون اگر من این کار را نمی کردم به خاطر اداهایش ، یکی از بچه های تیم به حسابش می رسید. برای همین گفتم بگذار من وارد دعوا باشم تا بچه ها روی بازی تمرکز کنند.»

و البته علیرضا نادی کاپیتان تیم ملی هم درباره این اتفاقات می گوید:« پارک داشت روی اعصاب امیر حسینی رژه می رفت. برای همین هم بود که کمی مجبور شدیم از خجالتش در بیاییم. او مدام امیر را مسخره می کرد و اعصابش را به هم ریخته بود. در ست دوم هم وقتی من توپ را رد کردم و ست را بردیم ، همه چیزش به هم ریخت. اعصابش خراب شد و گیر داد به داور ، داور شاید یک لحظه اشتباه کرده باشد اما آن تنها اشتباهش بود.»

پنج‌شنبه 07 مهر 1390 :: 15:31 ::  نويسنده : kazem64

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منصور عظیم زاده: در 23 ماه گذشته فقط 2 بازی دوستانه با تیم های 138 و 161 فیفا در تهران برگزار شده و خواهد شد

وقتی در ایام انتخابات ریاست جمهوری سال 88 و شش ماه بعد از آن با شرایط خاص سیاسی و بین المللی کشور که لازم به توضیح نیست و همگان می دانند، با 9 تیم ملی صرفاً در 7 ماه به ترتیب با چین(خرداد 88)، بوسنی(مرداد 88) ، بحرین و ازبکستان (شهریور 88)، ایسلند و مقدونیه(آبان 88) ، قطر ، مالی و کره شمالی (دی ماه 88 ) بازی کردیم، دوستان و تحلیلگران ورزشی انتقاد می کردند که مثلاً آن تیم در حد ما نبود این تیم فلان بود، ما کلاس بالا هستیم یا چرا باید برای بازی های مقدماتی جام ملتها این همه بازی بکنیم.
حالا چه می شود در عرض 9 ماه اخیر فقط 2 بازی رسمیِ بین المللی آن هم با ثبت یک رکورد جهانی در تاریخ فوتبال ایران با تیم های 138 و 161 فیفا یعنی تیم های ماداگاسکار و فلسطین داریم، کسی هم صدایش در نمی آید.
از آذر ماه 88 بعد از بازی با تیم ملی مقدونیه در استادیوم آزادی تاکنون یعنی نزدیک به 23 ماه، فقط همین 2 بازی دوستانه در تهران برگزار شده و خواهد شد. البته مهم این است که آقایانِ تحلیلگر، آلزایمر اقتضایی نداشته و عمداً تاریخ یادشان نرود.
سخن بسیار است اگرچه سخت بر این باورم در فوتبال اگر وصل باشی تمام اشتباهاتت را ولو فاحش به حساب تجربه، دانش، درایت، فهم و ارتباطات گذارده و باج می دهند و اگر نباشی حتی زحماتت را به عنوان وظیفه با رویکردی نقادانه و طلبکارانه می بینند.
 

رئیس اسبق کمیته روابط بین الملل فدراسیون فوتبال

 

 

حاشیه‌نگاری خبرنگار فارس از دیدار رهبر انقلاب با جانبازان قطع نخاعی
هر بلائي كز تو آيد رحمتي است!

خبرگزاری فارس: رهبر در خلال صحبت‌هایشان برای جانبازها شعر قشنگی هم میخوانند که من کم حافظه‌ هم حتی یادم می ماند و یادداشتش می کنم

 

 

_ قرعه به نام من درمی‌آید و قرار می‌شود حاشیه‌های دیدار رهبر با جانباز‌ها را پوشش بدهم. و این برای من یعنی برآورده شدن آرزویی 29 ساله و دیدن آقا از نزدیک و شنیدن صدایش و بدون دردسر رفتن و نشستن آن جلو جلوهای حسینیه امام خمینی. خودم را تصور می‌کنم که دارم شانه به شانه آقا راه می‌روم. در واقع شاید هیچکس نفهمد برای امثال مایی که چندین سال فقط توانسته‌ایم روی وبلاگ‌هایمان قربان، صدقه آقا برویم؛ مهیا شدن شرایطی برای دیدن ایشان از نزدیک، آنهم در یک دیدار صمیمانه چه معنایی دارد...؟! و این حرف‌ها و فکر‌ها همینطور توی ذهنم چرخ می‌خورد تا اینکه می‌رسم جلوی درب ورودی بیت.

*آن صندلی ساده
خودم را می‌بینم که برای انتقام از آن همه چپ چپ نگاه کردن‌‌ها و تحکم‌هایی که نمی‌گذاشتند برویم جلو بنشینیم؛ با یک کارت آویزان شده به گردنم و در حالی که لبخندی ملیح روی صورتم نقش بسته به صورت اسلوموشن از جلوی محافظ‌ها عبور می‌کنم و آنها هم خشمگین مرا نگاه می‌کنند اما نمی‌توانند جلویم را بگیرند.
خدای من، حسینیه خلوت است و صندلی ساده آقا هم از دور دیده می‌شود. نزدیکتر که می‌شویم به یکی از بچه‌های روابط عمومی بیت به شوخی می‌گویم: "جای ما همینجاست دیگر...؟!" و کنار صندلی آقا را نشان می‌دهم. و او هم می‌خندد و می‌گوید خیر، جای شما آنجاست و سمت صندلی‌های به ردیف چیده شده در کنار دیوار را نشانم می‌دهد.
ساعت حوالی 8:45 صبح چهارشنبه است و تک و توک جانبازهایی که با ویلچر و تخت وارد حسینیه شده‌اند، دارند دور یک حلقه نسبتا بزرگ و به صورتی منظم جای می‌گیرند. بعضی‌هایشان از گردن قطع نخاع هستند و بعضی روی ویلچر نشسته‌اند. 

*بدون هیچ توقعی!
دو سه تا گروه از آدم‌های سالم! دارند با واکمن و دوربین فیلمبرداری با جانبازها‌ حرف می‌زنند. یکی از جانبازها که روی تخت خوابیده در پاسخ به سوال یکی از آن آقاهای سالم که از او می‌پرسد الان چه توقعی دارد، می‌گوید "هیچ"... و شرح می‌دهد که چطور توی جبهه، نخاعش از گردن قطع شده است.
یکی دیگر از جانبازها هم می‌گوید تا سال 79 دستهایم حس داشت اما حالا ترکش‌های توی بدنم حالت توموری پیدا کرده‌اند و بدنم دیگر حس ندارد.
من دیگر آن آدم سرخوش نیم ساعت پیش نیستم. نگاه کردن به هرکدام از جانباز‌ها و جذابیت‌های آدم‌هایی که سالهاست فقط روی تخت خوابیده‌اند آنقدر برایم با محتوا و جالب هست که دیگر نخواهم به انتقام گرفتن از محافظ‌ها و شیطنت کردن در حسینیه امام خمینی که حالا خلوت است فکر کنم.
دختربچه یکی از جانبازهای ویلچری، مدام دارد از سر و کول پدر بالا می‌رود و بازی می‌کند. عکاس‌ها هم اینطرف و آنطرف دارند عکس می‌گیرند و صدای چیک چیک دوربینهایشان گاهی نمی‌گذارد صدای آرام جانبازها را بشنوم.
سردار شیرازی و آقاعزیز هم مدتی بعد توی محوطه حسینیه به چشم می‌خورند. و لحظاتی بعد رئیس دفتر نظامی مقام معظم رهبری و فرمانده کل سپاه پاسداران می‌روند برای احوالپرسی با جانبازها.
دلاوری صرفاً جهت اطلاع! هم به چشمم می‌آید. بچه‌های بیت با هم پچ پچ می‌کنند که دلاوری دارد چکار می‌کند و یکیشان با خنده می‌گوید: می‌خواهد از جانبازها درباره اختلاس مصاحبه بگیرد. و همه می‌زنند زیر خنده.
کنار یکی از جانبازها نشسته‌ام که یک نفر می‌آید به سمت من و می‌گوید: "نمی‌خواستید ارتفاع همه تخت‌ها (منظورش تخت‌های حامل جانبازهای قطع نخاع از گردن است) را یکسان کنید. و من تیز، دوزاری‌ام می‌افتد که طرف مرا به دلیل شباهت لباسم، با محافظ‌های بیت اشتباه گرفته و خیلی شقّ و رقّ و با شیطنت جواب می‌دهم:"هماهنگ نشده". آخیش...! چه کیفی می‌دهد آدم توی بیت کاره‌ای باشد برای خودش.

*نامه بدون پاکت
نامه بدون پاکت یکی از جانبازها که آن را خطاب به رهبر نوشته‌اند، روی تختش توی چشم می‌زند. ابتدای نامه نوشته است: "اینجانب جانباز 70 درصد، تقاضا دارم..." و من نمی‌فهمم چرا این شهدای زنده باید نامه‌های خودشان را به جای بنیاد شهید بیاورند و به آقا بدهند؟
توی حسینیه ناگهان فضا عوض می‌شود. محافظ‌ها محترمانه همه را هدایت می‌کنند به سمت جایگاه‌های مشخص شده و سر و صداها می‌خوابد. و لحظاتی بعد رهبر از در سمت راست جایگاهی که همیشه می‌نشینند به همراه چندتن از مقامات وارد می‌شوند. زریبافان بنیاد شهید، سردار نقدی و چندتای دیگر. چه جالب! رهبر احتمالاً از همه پُر سن‌تر هستند اما از همه بلندتر و تنومندتر و جوان‌تر دیده می‌شوند.
و رهبر می‌روند سراغ جانبازها...
خدایا شکرت، حالا من با مردی که تمام دوران زندگی‌ام دوست داشتم از نزدیک ببینمش، در حال راه رفتنیم اما هیبت رهبر مرا با خود برده است و این جانبازها هستند که توجه آقا را بیش از همه به خودشان جلب کرده‌اند.


*آن دست مجروح
آقا به هرکدامشان که می‌رسند اول از روی کارتی که روی سینه تمامشان هست مشخصاتشان را می‌خوانند و بعد به اسم، باهاشان حال و احوال می‌کنند. رهبر دست مجروحش را می‌گذارد روزی شانه یا گردن جانبازها و آنها را می‌بوسد. و جانبازها هم بلااستثنا مثل یک دومینو با بوسیدن و بوییدن آقا می‌زنند زیر گریه.
رهبر بعد از ابراز احساسات هرکدام از جانبازها، اندکی کنارشان تأمل می‌کنند و حرفهایشان را می‌شنوند و حرف‌های جانباز که تمام می‌شود آقا می‌روند کنار تخت یا ویلچر نفر بعدی.
یکی از جانبازها چفیه رهبر را طلب می‌کند و آقا هم قبول می‌کنند اما با رندی خاصی چفیه جانباز را از روی دوشش بر‌می‌دارند و می‌‌اندازند روی شانه خودشان.
جانباز دیگری هم تعدادی عکس را از دوران جنگ آورده و دارد به آقا نشانشان می‌دهد و وقتی آقا از او می‌پرسند: "این عکس‌ها را برای ما آورده‌اید؟" جواب منفی می‌دهد. آقا دو قطعه از عکس‌ها را برمی‌دارند و می‌دهند به دست یکی از بچه‌های بیت و می‌گویند:"اینها را اسکن کنید بعد برگردانید به ایشان".
رهبر به یکی از جانبازها که می‌رسند، می‌گویند:"شما پسر آقای ... هستید؟" و بعد از خوش و بش می‌پرسند:"کجا هستید الآن؟"

*عرق تو را با دست خودم پاک می‌کنم
یکی از جانبازها وقتی آقا می‌خواهد رویش را ببوسد با دست عرق پیشانی آقا را پاک می‌کند. جانباز بعدی ورزشکار است گویا. به آقا می‌گوید سال گذشته بودجه نبود و نتوانستیم عازم مسابقات شویم. و بعد یک چیزی دیگری هم می‌گوید که آقا تأیید می‌کنند.
رئیس بنیاد شهید چنان چسبیده به عبای رهبر که هرکس نداند فکر می‌کند محافظ آقاست. یکی از جانبازان ویلچری که با رهبر حرف می‌زند، ایشان رو می‌کنند به زریبافان و می‌گویند:" بروید توی دل مجموعه. گاهی شما واقعاً می‌خواهید، اما آن پایین به هر دلیلی کار انجام نمی‌شود. گاهی یک ریگ علت است که وقتی آن را برمی‌دارید آب جاری می‌شود."
رهبر و همراهانشان حالا رسیده‌اند به ویلچر همان جانبازی که دختر کوچکش مدام از سر و کولش بالا می‌رفت. مثل اینکه اسم دخترک زینب است. رهبر کلی دخترک را نوازش و با او خوش و بش می‌کنند اما دخترک آنقدر کوچک است که متوجه نیست ناخدای کشتی انقلاب اسلامی و نایب امام عصر(عج) دارد ناز و نوازشش می‌کند. ته دلم به دخترک حسودی می‌کنم.
آقا به یکی از جانبازها وقتی دارند از او دور می‌شوند، می‌گویند:"سلام مرا به ایشان! برسانید." و جانباز هم چشم می‌گوید.

*برای عاقبت بخیری باید سعی کرد
نفر بعدی جمله‌ای عمیق می‌گوید اما از رهبر پاسخی عمیقتر می‌شنود. جانباز می‌گوید:"دعا کنید عاقبت به خیر شویم" و آقا هم جواب می‌دهند:"باید سعی کرد."
و میان این همه گریه‌های جانانه جانبازها و محبت‌های بی‌پیرایه رهبر هم یکی از جانبازها مطایبه‌ای می‌کند که ما میان هیاهوی این طرف ویلچرها اصلاً نمی‌شنویم چه گفت...؟! اما لابد آنقدر بهجت‌آور بوده است که رهبر می‌خندند طوریکه ما هم صدای خنده‌شان را می‌شنویم.
و همه شاد می‌شوند.

 



ادامه مطلب ...

درباره وبلاگ

دل نوشته: با سلام من یه خبر نگار فراری هستم در این وبلاگ خبر ها جدید را ببینید.
آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان



                    
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران