خبرنگار فراری

 چه شد که وزارت رفاه به دنبال مدیریت باشگاه استقلال رفت؟ / مدیریت وزارت رفاه بر باشگاه استقلال با هماهنگی رییس جمهوری

صنعت - روایت نخستین وزیر رفاه دولت نهم از داستان ورود این وزارتخانه برای مدیریت باشگاه استقلال.

پرویز کاظمی، نخستین وزیر رفاه دولت نهم در گفت و گوی خود با خبرآنلاین که متن کامل آن را در اینجا می توانید بخوانید پیرامون ماجرای مدیریت وزارت رفاه آن زمان بر باشگاه استقلال گفت: « نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که ما اصلا بحث آسیب شناسی اجتماعی را فراموش کردیم. یعنی ما همیشه دنبال معلول ها هستیم در صورتیکه باید علت ها را هم پیدا کنیم که چرا مشکلاتی داریم. بر همین اساس من دیدم که اگر که بخشی به نام « ورزش » در مجموعه مان داشته باشیم می تواند مشکلات را حل کند. البته نه به طور جامع اما به هر حال بخشی از مشکلات را می توان حل کرد.»

او در پاسخ به این سوال که چرا انتخاب شما در بخشس ورزش باشگاه استقلال بود گفت: «من واقعیت دوست داشتم به فوتبال خدمت کنم. »

 

کاظمی افزود: «بحث پرسپولیس و استقلال بود که یکی از این دو باشگاه انتخاب شود که دست تقدیر ما را به سمت باشگاه استقلال برد تا ما از این باشگاه حمایت کنیم. نکته ای هم که وجود داشت این موضوع کاملا با هماهنگی خود آقای رییس جمهور صورت گرفت. یعنی بعد از اینکه با آقای علی آبادی صحبت کردیم تا این هماهنگی را صورت دهیم خود آقای رییس جمهور هم تایید کرد. ما فقط بحث فوتبال را نداشتیم بلکه بحث ورزش بود. طرح هایی برای تنیس روی میز در سنندج، هاکی در اراک و وزنه برداری در سیستان و بلوچستان داشتم. ما اگر بتوانیم مشغله ذهنی مناسب را برای جوانان فراهم کنیم خیلی می تواند موثر باشد. من هیچ وقت این خاطره یادم نمی رود که زمانیکه تیم فوتبال استقلال پشتیبانی هایی از ما به همراه داشت پس از 3 تا 4 سال که مقامی به دست نیاورده بود اول شد. یعنی استقلال بعد از چند سال عدم توفیق به مقام قهرمانی رسید و یک جمعیت 120 هزار نفری به استادیوم آمده بود، حدود 30 تا 40 هزار نفر هم پشت درب استادیوم آزادی بودند. اگر ما بتوانیم به هیجان ها جهت بدهیم و مسیر درستی برای آن تعریف کنیم بسیار زیاد می تواند موثر باشد. بنا براین ما از زوایای مختلف این موضوع را مورد بحث قرار دادیم. »

 

پنج‌شنبه 07 مهر 1390 :: 15:42 ::  نويسنده : kazem64

 

سایر مطالب - در این کتاب دولت ژاک شیراک به عنوان مسموم‌ترین دولت در زمینه استفاده از زنان در عرصه سیاست نامبرده می‌شود که نه تنها هیچ کاری برای تغییر این شیوه نکرد بلکه به شدت به آن دامن زد و همین روش همچنان با قوت در دولت‌های بعدی هم دنبال شده است.

چه زمانی زنان را به کاخ الیزه راه می‌دهند؟ این سئوالی است که «مریت سینو» با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری فرانسه، آن را در کتاب «زن و قدرت زیر نظر دولت جمهوری خواه پنجم » مطرح و مورد بررسی قرار می دهد. این که ممنوعیت ورود زنان به صحنه های مطرح سیاسی کشور از چه زمانی شکل گرفت و حالا آیا دولت جمهوری خواه فرانسه آماده پذیرفتن زنان به کاخ الیزه است؟ به ظاهر پاسخ این سئوال آری است اما در باطن سیاست فرانسه به گونه دیگری تعریف شده است که تاریخش به سالها قبل باز می‌گردد.

 

به گزارش خبرآنلاین، کتاب «دولت پنجم یا جمهوری خواهی تک جنسی» را مریت سینو، مدیر مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه با این داوری که بعد از تصویب حقوق رای دادن فرانسوی ها در سال 1944 امیدهای بسیاری به پایان رسید، نوشته است که همین موضوع در کتاب اخیر وی بار دیگر دنبال شده است و حضور زنان در صحنه سیاست فرانسه یا به واقع عدم حضور پررنگ آنها را موشکافی می کند. مریت سینو در کتاب «زن و قدرت زیر نظر دولت جمهوری خواه پنجم» مطرح می کند که چرخ های سیاسی فرانسه از زمان ژنرال گل به سمت پاک کردن حضور زن در این عرصه تغییر مسیر داد همچنان که می نویسد: «بیش از هر رهبر فرانسوی دیگری او تصویر زشتی از سیاست را طراحی کرد... او زنان را مامور بی ثباتی بدنه سیاسی جامعه یا منبع گرفتاری و دردسر معرفی کرده است...»

 

براساس این سیاست، زنان در این عرصه استثناء هستند و در حالی که جامعه دستخوش تغییرات اساسی است جامعه سیاسی فرانسه همچنان مردانه باقی مانده است. از سال 1958 تا 1973 درصد انتخاب زنان در مجمع ملی فرانسه روی رقم 2 دردصد ثابت باقی مانده است.

 

بعد از این دوران در سال 1974 برای اولین بار آرلت لاگی، نامزد حزب کارگران، به عنوان نخستین زن سیاسی، کاندیدای ریاست جمهوری شد و در اولین برنامه تبلیغاتی تلویزیونی گفت: «آری! من نخستین زنی هستم که جرات کرد خود را به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری در دولت جمهوری خواه مرد طلب فرانسه معرفی کند.» گرچه وی به عنوان زن متقاضی حضور در سیاست با شکست روبرو شد اما این شکست او را از پای نینداخت و هر بار در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه شرکت کرد و بازهم پس زده شد.

به ترتیب، عدم حضور زنان در صحنه سیاسی فرانسه کاملا مشهود است به طوری که در مجامع ملی، آمار حضور و فعالیت سیاسی رنان، پنج درصد یا حتی کمتر اعلام شده است.

 

مریت سینو در کتاب خود خاطر نشان می کند که: مسئله برابری سیاسی میان جنس زن و مرد به خصوص در جوامعی که مدعی بومی‌گرایی و دموکراسی هستند اهمیت بیشتری پیدا می کند. اما عکس این سیاست دقیقا در دولت های جمهوری خواه فرانسه دیده می شود و هیچ یک از سیاستمداران فرانسوی در تغییر آن هیچ تلاشی از خود نشان ندادند و این دقیقا همان سیاستی است که سیاستمداران فرانسوی به شکل موروثی یکی بعد از دیگری با پیاده کردن آن مانع از اشغال صندلی سیاسی از سوی زنان می شوند.

 

در این کتاب دولت ژاک شیراک به عنوان مسموم ترین دولت در این زمینه نامبرده می شود که نه تنها هیچ کاری برای تغییر این شیوه نکرد بلکه به شدت به آن دامن زد و همین روش همچنان با قوت در دولت های دیگر فرانسه دنبال می شود، شاید انتخابات دور جدید فرانسه فرصتی برای خط کشیدن روی باورهای کهنه و تعصبی این کشور باشد.

 

لوموند/ 26 سپتامبر/ ترجمه غزاله صابری

 

پنج‌شنبه 07 مهر 1390 :: 15:37 ::  نويسنده : kazem64

 

والیبال - بازیکنان تیم ملی خوشحالند از اینکه با اقتدار تیم پارک کی وون را شکست دادند.

به گزارش خبرآنلاین؛ بازی دیشب تیم ملی کره و ایران در ورزشگاه 12 هزار نفری آزادی حاشیه های زیادی داشت. تقابل سرمربی کره ای اسبق تیم ملی با ملی پوشان ایرانی که از قدیم با او قصه های زیادی داشتند ، سبب شده بود تا اتفاقات عجیبی رقم بخورد. پارک در ست اول ، مدام سعی می کرد روی اعصاب بازیکنان ایران رژه برود. او با کارهایش توانسته بود حسابی اعصاب امیر حسینی ، پاسور تیم ملی ایران را به هم بریزد. او که خیلی خوب اخلاق بازیکن سابق تیم ملی را می دانست ، با رفتارش سعی می کرد بازیکن ما را تحریک کند. به طوری که ولاسکو چاره ای غیر از این ندید که امیر حسینی را بیرون بکشد و مهدوی را جانشینش کند.

البته پارک با همه کاری که کرد فقط با یک اشتباه داور ، همه چیزش را باخت و تیم ملی ایران با بردن ست دوم ، متحول شد. پارک خشمگین در کنفرانس مطبوعاتی بعد از بازی می گفت:« همه چیز خوب بود ، تماشاگران عالی بودند ، تیم کره والیبال بازی کرد اما آیا شما اینجا والیبال دیدید؟» او سعی داشت همه چیز را گردن داوری بیاندازد. او می گفت بازی مثل منچ یا پینتبال بوده و آخرش هم گفت:« به بچه هایم گفتم اینجا نمی گذارند ما برنده باشیم پس سعی کنید از بازی لذت ببرید.»

ولاسکو بعد از او درباره این اتفاقات حرف زد. او گفت:« یکبار مجبور شدم به پارک هشدار جدی بدهم که سر جایش بایستد. بعد هم اینکه مدام با لیبروی کره ای ها دعوا داشتم چون اگر من این کار را نمی کردم به خاطر اداهایش ، یکی از بچه های تیم به حسابش می رسید. برای همین گفتم بگذار من وارد دعوا باشم تا بچه ها روی بازی تمرکز کنند.»

و البته علیرضا نادی کاپیتان تیم ملی هم درباره این اتفاقات می گوید:« پارک داشت روی اعصاب امیر حسینی رژه می رفت. برای همین هم بود که کمی مجبور شدیم از خجالتش در بیاییم. او مدام امیر را مسخره می کرد و اعصابش را به هم ریخته بود. در ست دوم هم وقتی من توپ را رد کردم و ست را بردیم ، همه چیزش به هم ریخت. اعصابش خراب شد و گیر داد به داور ، داور شاید یک لحظه اشتباه کرده باشد اما آن تنها اشتباهش بود.»

پنج‌شنبه 07 مهر 1390 :: 15:31 ::  نويسنده : kazem64

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منصور عظیم زاده: در 23 ماه گذشته فقط 2 بازی دوستانه با تیم های 138 و 161 فیفا در تهران برگزار شده و خواهد شد

وقتی در ایام انتخابات ریاست جمهوری سال 88 و شش ماه بعد از آن با شرایط خاص سیاسی و بین المللی کشور که لازم به توضیح نیست و همگان می دانند، با 9 تیم ملی صرفاً در 7 ماه به ترتیب با چین(خرداد 88)، بوسنی(مرداد 88) ، بحرین و ازبکستان (شهریور 88)، ایسلند و مقدونیه(آبان 88) ، قطر ، مالی و کره شمالی (دی ماه 88 ) بازی کردیم، دوستان و تحلیلگران ورزشی انتقاد می کردند که مثلاً آن تیم در حد ما نبود این تیم فلان بود، ما کلاس بالا هستیم یا چرا باید برای بازی های مقدماتی جام ملتها این همه بازی بکنیم.
حالا چه می شود در عرض 9 ماه اخیر فقط 2 بازی رسمیِ بین المللی آن هم با ثبت یک رکورد جهانی در تاریخ فوتبال ایران با تیم های 138 و 161 فیفا یعنی تیم های ماداگاسکار و فلسطین داریم، کسی هم صدایش در نمی آید.
از آذر ماه 88 بعد از بازی با تیم ملی مقدونیه در استادیوم آزادی تاکنون یعنی نزدیک به 23 ماه، فقط همین 2 بازی دوستانه در تهران برگزار شده و خواهد شد. البته مهم این است که آقایانِ تحلیلگر، آلزایمر اقتضایی نداشته و عمداً تاریخ یادشان نرود.
سخن بسیار است اگرچه سخت بر این باورم در فوتبال اگر وصل باشی تمام اشتباهاتت را ولو فاحش به حساب تجربه، دانش، درایت، فهم و ارتباطات گذارده و باج می دهند و اگر نباشی حتی زحماتت را به عنوان وظیفه با رویکردی نقادانه و طلبکارانه می بینند.
 

رئیس اسبق کمیته روابط بین الملل فدراسیون فوتبال

 

 

حاشیه‌نگاری خبرنگار فارس از دیدار رهبر انقلاب با جانبازان قطع نخاعی
هر بلائي كز تو آيد رحمتي است!

خبرگزاری فارس: رهبر در خلال صحبت‌هایشان برای جانبازها شعر قشنگی هم میخوانند که من کم حافظه‌ هم حتی یادم می ماند و یادداشتش می کنم

 

 

_ قرعه به نام من درمی‌آید و قرار می‌شود حاشیه‌های دیدار رهبر با جانباز‌ها را پوشش بدهم. و این برای من یعنی برآورده شدن آرزویی 29 ساله و دیدن آقا از نزدیک و شنیدن صدایش و بدون دردسر رفتن و نشستن آن جلو جلوهای حسینیه امام خمینی. خودم را تصور می‌کنم که دارم شانه به شانه آقا راه می‌روم. در واقع شاید هیچکس نفهمد برای امثال مایی که چندین سال فقط توانسته‌ایم روی وبلاگ‌هایمان قربان، صدقه آقا برویم؛ مهیا شدن شرایطی برای دیدن ایشان از نزدیک، آنهم در یک دیدار صمیمانه چه معنایی دارد...؟! و این حرف‌ها و فکر‌ها همینطور توی ذهنم چرخ می‌خورد تا اینکه می‌رسم جلوی درب ورودی بیت.

*آن صندلی ساده
خودم را می‌بینم که برای انتقام از آن همه چپ چپ نگاه کردن‌‌ها و تحکم‌هایی که نمی‌گذاشتند برویم جلو بنشینیم؛ با یک کارت آویزان شده به گردنم و در حالی که لبخندی ملیح روی صورتم نقش بسته به صورت اسلوموشن از جلوی محافظ‌ها عبور می‌کنم و آنها هم خشمگین مرا نگاه می‌کنند اما نمی‌توانند جلویم را بگیرند.
خدای من، حسینیه خلوت است و صندلی ساده آقا هم از دور دیده می‌شود. نزدیکتر که می‌شویم به یکی از بچه‌های روابط عمومی بیت به شوخی می‌گویم: "جای ما همینجاست دیگر...؟!" و کنار صندلی آقا را نشان می‌دهم. و او هم می‌خندد و می‌گوید خیر، جای شما آنجاست و سمت صندلی‌های به ردیف چیده شده در کنار دیوار را نشانم می‌دهد.
ساعت حوالی 8:45 صبح چهارشنبه است و تک و توک جانبازهایی که با ویلچر و تخت وارد حسینیه شده‌اند، دارند دور یک حلقه نسبتا بزرگ و به صورتی منظم جای می‌گیرند. بعضی‌هایشان از گردن قطع نخاع هستند و بعضی روی ویلچر نشسته‌اند. 

*بدون هیچ توقعی!
دو سه تا گروه از آدم‌های سالم! دارند با واکمن و دوربین فیلمبرداری با جانبازها‌ حرف می‌زنند. یکی از جانبازها که روی تخت خوابیده در پاسخ به سوال یکی از آن آقاهای سالم که از او می‌پرسد الان چه توقعی دارد، می‌گوید "هیچ"... و شرح می‌دهد که چطور توی جبهه، نخاعش از گردن قطع شده است.
یکی دیگر از جانبازها هم می‌گوید تا سال 79 دستهایم حس داشت اما حالا ترکش‌های توی بدنم حالت توموری پیدا کرده‌اند و بدنم دیگر حس ندارد.
من دیگر آن آدم سرخوش نیم ساعت پیش نیستم. نگاه کردن به هرکدام از جانباز‌ها و جذابیت‌های آدم‌هایی که سالهاست فقط روی تخت خوابیده‌اند آنقدر برایم با محتوا و جالب هست که دیگر نخواهم به انتقام گرفتن از محافظ‌ها و شیطنت کردن در حسینیه امام خمینی که حالا خلوت است فکر کنم.
دختربچه یکی از جانبازهای ویلچری، مدام دارد از سر و کول پدر بالا می‌رود و بازی می‌کند. عکاس‌ها هم اینطرف و آنطرف دارند عکس می‌گیرند و صدای چیک چیک دوربینهایشان گاهی نمی‌گذارد صدای آرام جانبازها را بشنوم.
سردار شیرازی و آقاعزیز هم مدتی بعد توی محوطه حسینیه به چشم می‌خورند. و لحظاتی بعد رئیس دفتر نظامی مقام معظم رهبری و فرمانده کل سپاه پاسداران می‌روند برای احوالپرسی با جانبازها.
دلاوری صرفاً جهت اطلاع! هم به چشمم می‌آید. بچه‌های بیت با هم پچ پچ می‌کنند که دلاوری دارد چکار می‌کند و یکیشان با خنده می‌گوید: می‌خواهد از جانبازها درباره اختلاس مصاحبه بگیرد. و همه می‌زنند زیر خنده.
کنار یکی از جانبازها نشسته‌ام که یک نفر می‌آید به سمت من و می‌گوید: "نمی‌خواستید ارتفاع همه تخت‌ها (منظورش تخت‌های حامل جانبازهای قطع نخاع از گردن است) را یکسان کنید. و من تیز، دوزاری‌ام می‌افتد که طرف مرا به دلیل شباهت لباسم، با محافظ‌های بیت اشتباه گرفته و خیلی شقّ و رقّ و با شیطنت جواب می‌دهم:"هماهنگ نشده". آخیش...! چه کیفی می‌دهد آدم توی بیت کاره‌ای باشد برای خودش.

*نامه بدون پاکت
نامه بدون پاکت یکی از جانبازها که آن را خطاب به رهبر نوشته‌اند، روی تختش توی چشم می‌زند. ابتدای نامه نوشته است: "اینجانب جانباز 70 درصد، تقاضا دارم..." و من نمی‌فهمم چرا این شهدای زنده باید نامه‌های خودشان را به جای بنیاد شهید بیاورند و به آقا بدهند؟
توی حسینیه ناگهان فضا عوض می‌شود. محافظ‌ها محترمانه همه را هدایت می‌کنند به سمت جایگاه‌های مشخص شده و سر و صداها می‌خوابد. و لحظاتی بعد رهبر از در سمت راست جایگاهی که همیشه می‌نشینند به همراه چندتن از مقامات وارد می‌شوند. زریبافان بنیاد شهید، سردار نقدی و چندتای دیگر. چه جالب! رهبر احتمالاً از همه پُر سن‌تر هستند اما از همه بلندتر و تنومندتر و جوان‌تر دیده می‌شوند.
و رهبر می‌روند سراغ جانبازها...
خدایا شکرت، حالا من با مردی که تمام دوران زندگی‌ام دوست داشتم از نزدیک ببینمش، در حال راه رفتنیم اما هیبت رهبر مرا با خود برده است و این جانبازها هستند که توجه آقا را بیش از همه به خودشان جلب کرده‌اند.


*آن دست مجروح
آقا به هرکدامشان که می‌رسند اول از روی کارتی که روی سینه تمامشان هست مشخصاتشان را می‌خوانند و بعد به اسم، باهاشان حال و احوال می‌کنند. رهبر دست مجروحش را می‌گذارد روزی شانه یا گردن جانبازها و آنها را می‌بوسد. و جانبازها هم بلااستثنا مثل یک دومینو با بوسیدن و بوییدن آقا می‌زنند زیر گریه.
رهبر بعد از ابراز احساسات هرکدام از جانبازها، اندکی کنارشان تأمل می‌کنند و حرفهایشان را می‌شنوند و حرف‌های جانباز که تمام می‌شود آقا می‌روند کنار تخت یا ویلچر نفر بعدی.
یکی از جانبازها چفیه رهبر را طلب می‌کند و آقا هم قبول می‌کنند اما با رندی خاصی چفیه جانباز را از روی دوشش بر‌می‌دارند و می‌‌اندازند روی شانه خودشان.
جانباز دیگری هم تعدادی عکس را از دوران جنگ آورده و دارد به آقا نشانشان می‌دهد و وقتی آقا از او می‌پرسند: "این عکس‌ها را برای ما آورده‌اید؟" جواب منفی می‌دهد. آقا دو قطعه از عکس‌ها را برمی‌دارند و می‌دهند به دست یکی از بچه‌های بیت و می‌گویند:"اینها را اسکن کنید بعد برگردانید به ایشان".
رهبر به یکی از جانبازها که می‌رسند، می‌گویند:"شما پسر آقای ... هستید؟" و بعد از خوش و بش می‌پرسند:"کجا هستید الآن؟"

*عرق تو را با دست خودم پاک می‌کنم
یکی از جانبازها وقتی آقا می‌خواهد رویش را ببوسد با دست عرق پیشانی آقا را پاک می‌کند. جانباز بعدی ورزشکار است گویا. به آقا می‌گوید سال گذشته بودجه نبود و نتوانستیم عازم مسابقات شویم. و بعد یک چیزی دیگری هم می‌گوید که آقا تأیید می‌کنند.
رئیس بنیاد شهید چنان چسبیده به عبای رهبر که هرکس نداند فکر می‌کند محافظ آقاست. یکی از جانبازان ویلچری که با رهبر حرف می‌زند، ایشان رو می‌کنند به زریبافان و می‌گویند:" بروید توی دل مجموعه. گاهی شما واقعاً می‌خواهید، اما آن پایین به هر دلیلی کار انجام نمی‌شود. گاهی یک ریگ علت است که وقتی آن را برمی‌دارید آب جاری می‌شود."
رهبر و همراهانشان حالا رسیده‌اند به ویلچر همان جانبازی که دختر کوچکش مدام از سر و کولش بالا می‌رفت. مثل اینکه اسم دخترک زینب است. رهبر کلی دخترک را نوازش و با او خوش و بش می‌کنند اما دخترک آنقدر کوچک است که متوجه نیست ناخدای کشتی انقلاب اسلامی و نایب امام عصر(عج) دارد ناز و نوازشش می‌کند. ته دلم به دخترک حسودی می‌کنم.
آقا به یکی از جانبازها وقتی دارند از او دور می‌شوند، می‌گویند:"سلام مرا به ایشان! برسانید." و جانباز هم چشم می‌گوید.

*برای عاقبت بخیری باید سعی کرد
نفر بعدی جمله‌ای عمیق می‌گوید اما از رهبر پاسخی عمیقتر می‌شنود. جانباز می‌گوید:"دعا کنید عاقبت به خیر شویم" و آقا هم جواب می‌دهند:"باید سعی کرد."
و میان این همه گریه‌های جانانه جانبازها و محبت‌های بی‌پیرایه رهبر هم یکی از جانبازها مطایبه‌ای می‌کند که ما میان هیاهوی این طرف ویلچرها اصلاً نمی‌شنویم چه گفت...؟! اما لابد آنقدر بهجت‌آور بوده است که رهبر می‌خندند طوریکه ما هم صدای خنده‌شان را می‌شنویم.
و همه شاد می‌شوند.

 



ادامه مطلب ...

 

 

حسینیه امام خمینی (ره) امروز چهارشنبه در دیدار رهبر معظم انقلاب اسلامی با شماری از جانبازان قطع نخاعی به عطر جهاد، ایثار و سرافرازی معطر شد.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، در این دیدار لبریز از معنویت که هم اکنون نیز (ساعت 10:45) ادامه دارد حضرت آیت الله خامنه ای ضمن دیدار و گفتگو با جانبازان سرافراز از صبر، استقامت و مجاهدت آنان تجلیل کردند.

مشروح این خبر متعاقباً منتشر خواهد شد.

 

 

 

 

حسینیه امام خمینی (ره) امروز چهارشنبه در دیدار رهبر معظم انقلاب اسلامی با شماری از جانبازان قطع نخاعی به عطر جهاد، ایثار و سرافرازی معطر شد.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، در این دیدار لبریز از معنویت که هم اکنون نیز (ساعت 10:45) ادامه دارد حضرت آیت الله خامنه ای ضمن دیدار و گفتگو با جانبازان سرافراز از صبر، استقامت و مجاهدت آنان تجلیل کردند.

مشروح این خبر متعاقباً منتشر خواهد شد.

 

 

چهارشنبه 06 مهر 1390 :: 13:49 ::  نويسنده : kazem64

با سلام

تو هم می تونی  خبر نگار ما باشی

خبرهای  خود را برای ما ارسال نمایید 

تا با  نام شما در وبلاگ  منتشر  شود  

برای اینکار اول عضو وبلاگ شده و خبر خود را برای ما ارسال کنید 

منتظر خبرهای داغ شما هستیم

چهارشنبه 06 مهر 1390 :: 13:32 ::  نويسنده : kazem64

 

اعلام سه تخلف محرز دولت در مجلس:تاخیر درتشکیل وزارت ورزش ولوایح بودجه سنواتی وعدم تخصیص بودجه متر/2/

سیاست > مجلس  - گزارش شکایت نمایندگان از رئیس جمهور بالاخره امروز در صحن علنی مجلس قرائت شد که از مجموع بیش از 10 شکایت، تنها سه مورد وارد دانسته شده بود.

به گزارش خبرآنلاین، در بخش اول این گزارش تخلف دولت در عدم تخصیص بودجه دو هزار میلیاردی مترو و عدم ارائه لوایح بودجه سنواتی در موعد مقرر، تخلف محرز دولت اعلام شد که به قوه قضاییه ارجاع شده است.

در بخش دوم این گزارش، تخلف در تاخیر برای تشکیل وزارت ورزش محرز دانسته شد. البته این بخش از گزارش کمیسیون اصل نود را که علیرضا زاکانی قرائت می​کرد، گنگ و مبهم بود. در تماس​های خبرآنلاین با امین حسین رحیمی، جعفر قادری و عباسعلی نورا، این نمایندگان نیز به این گنگی گزارش تصریح کرده و اعلام کردند متوجه نظر نهایی کمیسیون نشده​اند. اما فاضل موسوی عضو کمیسیون اصل نود اعلام کرد که این تخلف را کمیسیون متبوعش محرز دانسته است.

نحوه ادغام وزارتخانه​ها برخلاف مصوبه مجلس در قانون برنامه پنجم و تفسیر صریح شورای نگهبان به قرائت ناصحیح دولت از این قانون نیز از دیگر شکایات نمایندگان بود که در آن اورده بودند: انتظار حداقلی این بود که پس از اظهار نظر شورای نگهبان، رئیس جمهور بلافاصله به تصحیح اقدامات قبلی خود اقدام کند.

در گزارش کمیسیون اصل نود در پاسخ به این شکایت آمده بود: طبق قانون برنامه پنجم دولت مکلف است که یک یا چند وزارتخانه را ادغام کند تا تعداد وزارتخانه​ها به 17 عدد کاهش یابد. در ماه​های آغازین برنامه دولت بر اساس قرائت خود از قانون برنامه پنجم برخی وزارتخانه​ها را ادغام کرد که با اعتراض مجلس مواجه شد و پس از اعمال تفسیر شورای نگهبان و تاکید مقام معظم رهبری، دولت با تعیین سرپرست به اصلاح رویکرد خود پرداخت.

شکایت دیگر مبنی بر منع سرپرستی رئیس جمهور در وزارتخانه ها بود که از سوی کمیسوین انرژی شکایت شده بود. کمیسیون اصل نود به این سوال هم پاسخ مشخصی نداده بود.

در نامه دیگر نمایندگان به کمیسیون اصل نود در شکایت از رئیس​جمهور به مقاومت احمدی نژاد در اجرای حکم رهبری در ابقای مصلحی  اشاره شده بود که این کمیسیون نامه​ای را به رئیس​جمهور فرستاده بود که هنوز پاسخی به آن داده نشده است.

در پایان این گزارش تعداد زیادی از نمایندگان قصد بیان تذکراتی را داشتند که نایب رئیس مجلس مانع از آن شد و گفت: کمیسیون اصل نود چهار نامه شکایت نمایندگان را در هم ادغام کرده است، برخی موارد را به نمایندگان برای توضیحات بیشتر ارجاع داده و مورادی را هم برای کسب توضیح از دولت، برای رئیس جمهور فرستاده​اند و مواردی را مشخصا اعلام کرده​اند.

باهنر با این توضیح از نمایندگان خواست تا رای گیری در باره گزارش کمیسیون اصل نود را به جلسه دیگری موکول کنند که نتیجه نامه نگاری​ها با دولت مشخص شود و تکلیف شکایاتی که هنوز مستندات آن به کمیسیون ارائه نشده است نیز تعیین گردد.

هرچه نمایندگان بر ارائه تذکر به گزارش قرائت شده اصرار کردند، باهنر مخالفت کرد و فرمان اعلام نطق​ها را صادر کرد.

چهارشنبه 06 مهر 1390 :: 13:32 ::  نويسنده : kazem64

 

اعلام سه تخلف محرز دولت در مجلس:تاخیر درتشکیل وزارت ورزش ولوایح بودجه سنواتی وعدم تخصیص بودجه متر/2/

سیاست > مجلس  - گزارش شکایت نمایندگان از رئیس جمهور بالاخره امروز در صحن علنی مجلس قرائت شد که از مجموع بیش از 10 شکایت، تنها سه مورد وارد دانسته شده بود.

به گزارش خبرآنلاین، در بخش اول این گزارش تخلف دولت در عدم تخصیص بودجه دو هزار میلیاردی مترو و عدم ارائه لوایح بودجه سنواتی در موعد مقرر، تخلف محرز دولت اعلام شد که به قوه قضاییه ارجاع شده است.

در بخش دوم این گزارش، تخلف در تاخیر برای تشکیل وزارت ورزش محرز دانسته شد. البته این بخش از گزارش کمیسیون اصل نود را که علیرضا زاکانی قرائت می​کرد، گنگ و مبهم بود. در تماس​های خبرآنلاین با امین حسین رحیمی، جعفر قادری و عباسعلی نورا، این نمایندگان نیز به این گنگی گزارش تصریح کرده و اعلام کردند متوجه نظر نهایی کمیسیون نشده​اند. اما فاضل موسوی عضو کمیسیون اصل نود اعلام کرد که این تخلف را کمیسیون متبوعش محرز دانسته است.

نحوه ادغام وزارتخانه​ها برخلاف مصوبه مجلس در قانون برنامه پنجم و تفسیر صریح شورای نگهبان به قرائت ناصحیح دولت از این قانون نیز از دیگر شکایات نمایندگان بود که در آن اورده بودند: انتظار حداقلی این بود که پس از اظهار نظر شورای نگهبان، رئیس جمهور بلافاصله به تصحیح اقدامات قبلی خود اقدام کند.

در گزارش کمیسیون اصل نود در پاسخ به این شکایت آمده بود: طبق قانون برنامه پنجم دولت مکلف است که یک یا چند وزارتخانه را ادغام کند تا تعداد وزارتخانه​ها به 17 عدد کاهش یابد. در ماه​های آغازین برنامه دولت بر اساس قرائت خود از قانون برنامه پنجم برخی وزارتخانه​ها را ادغام کرد که با اعتراض مجلس مواجه شد و پس از اعمال تفسیر شورای نگهبان و تاکید مقام معظم رهبری، دولت با تعیین سرپرست به اصلاح رویکرد خود پرداخت.

شکایت دیگر مبنی بر منع سرپرستی رئیس جمهور در وزارتخانه ها بود که از سوی کمیسوین انرژی شکایت شده بود. کمیسیون اصل نود به این سوال هم پاسخ مشخصی نداده بود.

در نامه دیگر نمایندگان به کمیسیون اصل نود در شکایت از رئیس​جمهور به مقاومت احمدی نژاد در اجرای حکم رهبری در ابقای مصلحی  اشاره شده بود که این کمیسیون نامه​ای را به رئیس​جمهور فرستاده بود که هنوز پاسخی به آن داده نشده است.

در پایان این گزارش تعداد زیادی از نمایندگان قصد بیان تذکراتی را داشتند که نایب رئیس مجلس مانع از آن شد و گفت: کمیسیون اصل نود چهار نامه شکایت نمایندگان را در هم ادغام کرده است، برخی موارد را به نمایندگان برای توضیحات بیشتر ارجاع داده و مورادی را هم برای کسب توضیح از دولت، برای رئیس جمهور فرستاده​اند و مواردی را مشخصا اعلام کرده​اند.

باهنر با این توضیح از نمایندگان خواست تا رای گیری در باره گزارش کمیسیون اصل نود را به جلسه دیگری موکول کنند که نتیجه نامه نگاری​ها با دولت مشخص شود و تکلیف شکایاتی که هنوز مستندات آن به کمیسیون ارائه نشده است نیز تعیین گردد.

هرچه نمایندگان بر ارائه تذکر به گزارش قرائت شده اصرار کردند، باهنر مخالفت کرد و فرمان اعلام نطق​ها را صادر کرد.

درباره وبلاگ

دل نوشته: با سلام من یه خبر نگار فراری هستم در این وبلاگ خبر ها جدید را ببینید.
آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان



                    
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران